پرونده‌ای برای علی‌رضا کمری و پژوهش جنگ
یادداشت 3
واژه‎شناخت؛ بررسی نوع واژه‎سازی، واژه‎یابی، واژه‎گزینی، واژه‎چینی در آثار علی‎رضا کمری
فرانک جمشیدی


چکیده
تلاش من در مقاله‎ی حاضر، نشان‎دادن اهمیت و جای‌گاه واژه‎ها و چگونگی گزینش، آرایش، پیرایش و چینش آن‎ها در شفاهیات و مکتوبات علی‎رضا کمری از حیث نقش آن‎ها در شناساندن مبانی نظری و روشی، نظام اندیشگی و یافته‎ها و دستاوردهای فکری اوست. پیش‎نیازهای این بررسی به شرح زیر بوده‎اند:
(1) بازشناسی عمده‎ترین حوزه‎های مطالعاتی که نظام کلامی وی را از خود متأثر کرده‎اند،
(2) بازشناسی موضوعاتی که بر آن‎ها تأکید و تمرکز و توجه بیش‎تری نشان داده است،
(3) بازشناسی رویکردهایی که رد و نشان آن‎ها در آثار وی آشکارتر است،
(4) بازشناسی برجسته‎ترین راه‎کارهایی که اغلب از آن‎ها سخن به میان آورده است،
(5) بازشناسی مهم‎ترین مخاطبانی که روی سخن او در مکتوبات و شفاهیات به آن‎هاست و به منزله‎ی سطح فراخوان او محسوب می‎شوند.
اهدافی که از این بازجست مدنظر داشته‎ام عبارت بوده‎اند از:
(1) نشان‎دادن تأثیرگذاری میزان معرفت یا اشراف و احاطه‎ی ایشان به موضوع/ موضوعات جنگ بر پویایی ذهنی و ورزیدگی زبانی وی در «ساخت» و «یافت» واژه‎های مناسب برای توصیف، تحلیل، تبیین، تعلیل و تشریح آن موضوع/ موضوعات،
(2) نشان‎دادن تأثیرگذاری میزان غنای واژگانی در آثار وی ـ که خود نتیجه‎ی تبحر ذهنی و زبانی اوست ـ بر زایایی معرفت وی به موضوع/ موضوعات جنگ،
(3) نشان‎دادن پیدایی و رشد رابطه‎ی تعاملی فوق در اثر «استمرار»، «استقرار» و «استقلال» فکری وی در موضوع/ موضوعات جنگ،

*
1ـ بیان مسئله
مرداد امسال دقیقاً یک دهه از همکاری من و آقای کمری در واحد پژوهش دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‌ی ‎هنری می‎گذرد. موقعیت ـ یا به تعبیر دیگران موهبت ـ همکاری با ایشان در طول این سال‎ها، برای من ـ در مقایسه با دیگران ـ مجال بیش‎تری فراهم آورد تا در باب مباحثی که مدت‎هاست وی به بررسی و مطالعه‎ی آن‎ها مشغول است، به شنودوگفت‎های نظری و روشی متعدد و طولانی بپردازم.
دورنمایی که از فعالیت خود در واحد پژوهش طراحی کرده بودم، ایجاب می‎کرد که ابتدائاً همه‎ی آن‎چه را که در ذهن و زبان و ضمیر این فرد درباره‎ی موضوعات جنگ می‎گذشت، از طریق برگزاری مناظره‎ها و مباحثه‎های دوسویه میان خودم و ایشان، به «گفت» درآورم. زیرا به گمانم هرکس که ایشان را می‎شناسد، به این ویژگی برجسته‎اش پی برده باشد که به‎رغم بهره‎مندی از گفتار رام و روان؛ سخت به گفت‎وگو تن می‎دهد و اغلب نیز از بیان همه‎ی آن‎چه در ذهنش می‎گذرد، تن می‎زند. بنابراین، به مدت سه سال، تمام هم و عزم خویش را بر این گذاشتم که هر جلسه‎ی گفت‎وشنود را به‎دقت مکتوب کنم و حروف‎چینی‎شده در اختیارش بگذارم و سپس با طرح سئوالات جدید، او را به گفت‎وگویی دیگر با خودم دعوت کنم که به‌درستی معلوم نبود کی پایان خواهد یافت.
اضافه‎شدن تدریجی به پروندان(فایل)های جلسات گفت‎وگوهایم با آقای کمری ـ که هزینه‎ی زمانی درخور توجهی را مصروف کتابت آن‎ها کرده بودم و تحت عناوین مصاحبه‎ها، مناظره‎های پژوهشی، پیش‎طرح‎(پروپوزال)های پژوهشی درباره‎ی جنگ، بایسته‎پژوهی‎های جنگ و... به سعی بی‎دریغ سرکار خانم خالدی حروف‎چینی و ثبت و ضبط شده بود ـ نشان می‎داد که در روندی آهسته ـ اما پیوسته و پنهان ـ منابع فکری و اندیشه‎ای علی‎رضا کمری در حال استخراج از معدنی به نام «ذهن» و ذخیره‎سازی در جایگاهی به نام «بایگانی واحد پژوهش» است.
بدیهی بود که گفت‎وگوهای من به‌تنهایی بسنده برای بازشناسی همه‎ی منابع فکری و اندیشه‎ای ایشان نباشد. می‎بایست می‎پذیرفتم که کاربرد ابزار دیالوگ یا شنودوگفت گرچه بسیار مهم و مؤثر برای اکتشاف و بیرون‎سازی این منابع بوده است، به قوت و ضعف بن‎مایه‎های علمی و معرفتی کاربَر آن نیز (که من بودم) بستگی دارد. بنابراین، در مرحله‎ی دوم از برنامه‎ی درازمدتی که طراحی کرده بودم، به سراغ صاحب‎نظرانی رفتم که دقت نظر، وسعت بینش، زاویه‎ی دید و رویکردهای متفاوت‌شان به موضوعاتی که دغدغه‎ی پژوهشی ما بود، علاوه بر این‎که به غنای اطلاعاتمان می‎افزود، به سئوالات‌مان دامن می‎زد و این نکته، بسیار مهم بود که الزاماً دریافت پاسخ موجب آگاهی‎افزایی نمی‎شود.
به مدت سه سال برگزاری این جلسات به قوت خود باقی بود. پیاده‎کردن گفته‎ها و اظهارنظرهای افراد حاضر در جلسه ـ با همه‎ی ظرافت‎های آن جلسات ـ مرارت‎بار بود، اما ملالت‎آور نه. آن‎چه به‎زعم دیگران ـ که بعضاً گزارش جلسات در اختیارشان قرار می‎گرفت ـ مُشتی سخنان بیهوده و نفس‎گیر و زمان‎سوز به‎نظر می‎آمد، مرا دقیقاً به همان علم گمشده‎ی پژوهش ـ به‎ویژه پژوهش جنگ ـ دلالت کرد؛ علم بازیافت. بازیافت انبوهه‎ی مطالبی که هر روز بیش از روز پیش روی هم انباشته می‎شوند و ـ اغلب ـ به محض خلق‎شدن در قالب گفتار یا نوشتار، می‎میرند یا دست‎کم به سرعت پیر می‎شوند و کسی حیات شاداب و سرزنده‎ی آن‎ها را به یاد نمی‎آورد.
این بصیرت ـ که در حین کار به آن دست یافته بودم ـ به دلگرمی و پشتگرمی‎ام افزود. ضمن این‎که به طرح سئوالات جدیدتر از آقای کمری منجر شد و باب گفت‎وگوهای علمی‎تر، روشمندتر و انتقادی‎تر با ایشان را بازکرد. گفت‎وگوهای مرحله‎ی دوم پس از سه سال، سرانجام در دو جلد سخت‌چاپ (گالینگور) در حجم مجموعاً 900 صفحه گردآوری شد.
مرحله‎ی سوم کار کاملاً به پشتوانه‎ی علم بازیافت طراحی شد. من بر این علم بسیار تأکید می‎کنم زیرا بنای طرح و مسئله‎ام همین علم و ضرورت آشنایی (با) و کاربست آن است. بهره‎گیری از این علم موجب شد که در مرحله‎ی سوم از برنامه‎ی طراحی‎شده ـ که یک‎سال به طول انجامید ـ از مجموع آن‎چه از گفت‎وشنودهای این شش سال حاصل شده بود، فهرستی تهیه شود از موضوعات پژوهشی جنگ، ضرورت‎های انجام و اجرای آن‎ها، اهدافی که مدنظر است، دستاوردها و پیامدهایی که پیش‎بینی می‎کردیم در پی داشته باشد، موانعی که احتمال می‎دادیم پیش‎ روی خواهیم داشت، نقاط ضعفی که می‎بایست به قوت تبدیل می‎کردیم، نقاط قوتی که یقیناً تقویت آن‎ها ضروری بود، نیروی انسانی کارآمدی که می‎بایست برای آموزش و پرورش آن‎ها تدبیر می‎کردیم، کارگاه‎های آموزشی‎ای که می‎بایست با برگزاری آن‎ها استعدادهای بالقوه در پژوهش جنگ را فعلیت می‎بخشیدیم، سطوحی از سیاست‎گذاری، هدف‎گذاری و برنامه‎ریزی و اجرا که می‎بایست با نفوذ (در) و برقراری روابط همکاری با آن‌ها، می‎کوشیدیم اثرگذار باشیم و از نتایج آن به نفع پژوهش جنگ بهره‎برداری کنیم و... .
بند پایانی طرح مسئله‎ام، ارتباط آن را با علم بازیافت آشکارتر می‎کند. این علم ـ که ماهیتاً بر بُن‎لاد موادی بنا شده که از نظر دیگران ناچیز و کم‎ارزش و بی‎ارزش است ـ «نبود»، «کم‎بود» و «گم‎بود» بسیاری از اندیشه‎ها را در عرصه‎ی پژوهش جنگ به دید می‎آورد.
من این سه اصطلاح خوش‎آهنگ و سجع‎گونه را از آقای کمری وام گرفته‎ام و از کاربردشان در جمله‎ی پیشین این هدف را مراد کرده‎ام که بگویم حاصل کاوش دقیق همه‎ی آن‎چه طی سه سالِ مرحله‎ی دوم از صاحب‎نظران، پژوهشگران و استادان دانشگاه‎ها شنیده و ثبت و ضبط کرده بودم، بسیار شگفت‎انگیز بود: «کم‎بود» اندیشه‎ی پویا، خلاق، بومی، کاربردی و راهبردی و بعضاً «گُم‎بود» این اندیشه‎ها در انبوه و انباشت حرف‎های ریز و درشت و ندرتاً «نبود» آن‎چه به نام اندیشه و خردورزی قابل ارزش و اعتناست. از این حیث، تجزیه و تحلیل همه‎ی آن شنودوگفت‎ها در دستگاه بازیافت، چه بسیار بزرگ را که پیش چشمم درهم شکست و چه بسیار کوچک که ـ به مصداق ذره‎ای؛ آفتاب در میان ـ بزرگی‎اش را عیان ساخت.
من خیلی پیش از آن‎که بخواهم از منظر علم بازیافت به آثار مکتوب و شفاهی علی‎رضا کمری طی دهه‎ی شصت به این سو نگاه کنم، به گفت‎ونوشت‎ها، مصاحبه‎ها، پرسش‎ها و اظهارنظرهایی که درباره‎ی ایشان این‎جا و آن‎جا چاپ و منتشر شده‎ بود، نگاه کرده‎ام: نبود طرح پرسش‎های جدی و جدید ـ که سهل است ـ تکرار ملالت‌بار پرسش‎ها از ایشان، نبود نقدهای اساسی به نوشته‎ها و آرای نظری و روش وی و ـ حتی گاه ـ سرقت ناشیانه از مطالب او و نسبت‌دادن آن‎ها به خویش از سوی برخی اصحاب قلم، استقبال و عنایت مکرر داوران آثار پژوهشی جنگ به آثار قلمی قدیمی ایشان ـ در جایی که برخی از نوشته‎ها و گفته‎های جدید وی که نشان از تحول فکری او در نظر و روش دارد، نادیده مانده‎اند ـ و... .
این «نبود» و «کم‎بود»‎ها، ضرورت واکاوی ژرف آثار علی‎رضا کمری را ایجاب کرد. با این همه، مسئله یا دشواره‎ی اصلی من این بود که بدانم وی ـ در مقام یکی از چهره‎های پژوهشی شناخته‎شده‎ی جنگ ـ در طول قریب به سه دهه فعالیت مستمر در این عرصه، دارای چه مانیفست(بیانیه)ی پژوهشی به‌لحاظ نظری و روشی است؟، بن‎مایه‎های معرفتی این مانیفست چیست؟ ژرفا و زایایی این معرفت را چگونه می‎توان بازشناخت؟ و... .
از آن‎جا که به وجود رابطه میان ذهن و زبان باورمندم و یکی از تجلی‎گاه‎های معرفت به موضوع را زبان فرد و غنای واژگانی‎اش می‎دانم، در این مقاله به بازجست رابطه‎ی تعاملی میان میزان معرفت ایشان به موضوع جنگ و نوع واژه‎های وی از حیث غنا، استحکام، تنوع، تعدد، چینش و آرایش آن‎ها می‎پردازم.
گفتنی است مقاله‎ی حاضر، یکی از یافته‎های پژوهشی کتابِ در دست انتشار «پیوست‎نامه‎ی یادمانا1» است که من آن را برای نخستین‎بار به قصد و خواست «نشریه‎ی هابیل» از مجموع فیش‎های تحقیق مذکور تهیه و تدوین و تنظیم و تحریر کرده‎ام.
*
2ـ بازجست واژگانی در آثار علی‎رضا کمری جست‎وجوی واژگانی در آثار نامبرده، پنج محور عمده را دربرمی‎گیرد: حوزه‎های مطالعاتی، موضوعات، رویکردها، راه‎کارها، مخاطبان که در زیر، به هر یک از این پنج محور، به‌طور جداگانه می‎پردازم.
2ـ1ـ بازجست واژگانی به منظور شناسایی عمده‎ترین حوزه‎های مطالعاتی علی‎رضا کمری
بررسی واژگانی آثار آقای کمری نشان می‎دهد که سه حوزه به‌طور عمده از حیث طراحی رویکردها و منظرهای مطالعاتی، شیوه‎ها و روش‎های مطالعاتی، مسئله‎پردازی‎ها و موضوع‎یابی‎ها بیش‎ترین تأثیر را داشته که به ترتیب عبارت‎اند از ادبیات، تاریخ، فرهنگ.
به منظور نشان‎دادن تأثیرپذیری او از این سه حوزه؛ تنوع ترکیبات و اصطلاحاتی را که وی با نظرداشت سه حوزه‎ی مذکور در شفاهیات و مکتوبات خویش به کار برده است، به‎دقت استخراج و احصا کرده‎ام که ذیلاًَ هر یک از آن‎ها را به تفکیک بر‎می‎شمارم.
2ـ1ـ1ـ حوزه‎ی ادبیات
در این حوزه، بیش‎ترین ترکیب‎های وصفی و اضافی (که یا از قبل موجود بوده‎اند یا بعضاً ساخته‎ی ایشان است)، با واژه‎ی «ادبیات» صورت گرفته است و دو واژه‎ی «ادب» و «ادبی» بسامد کم‎تری داشته‎اند. از ‎این‎رو، از برشماری شاهدمثال‎های این دو دسته‎ی اخیر صرف‎نظر می‎کنم و فقط به گروه واژگان دسته‎ی اول می‎پردازم:
ادبیات آگاهی‎دهنده، ادبیات اجتماعی، ادبیات احیا، ادبیات اَخباری ـ اِخباری، ادبیات اختفا، ادبیات اخلاقی، ادبیات اسطوره‎ای/ اساطیری، ادبیات اسلامی، ادبیات اشراقی، ادبیات اصلاح‎خواهانه/ اصلاح‎طلبانه، ادبیات اصیل، ادبیات اعتراضی/ اعتراض/ معترض، ادبیات افسانه‎ای، ادبیات افشاگرانه، ادبیات انشاگرایی، ادبیات انفعالی/ منفعلانه، ادبیات انقلاب اسلامی، ادبیات بازدارنده، ادبیات بازداشتگاهی، ادبیات برانگیزاننده، ادبیات بعد از اسلام، ادبیات بی‎کلمه، ادبیات بی‎نیاز از ترجمه، ادبیات پارسی باستان، ادبیات پارسی میانه، ادبیات پایداری، ادبیات پژوهشی، ادبیات پهلوانی، ادبیات تاریخی، ادبیات تبلیغی، ادبیات تجربی، ادبیات تحقیق و تعقل، ادبیات تسلیم‎نشدگی در برابر شرایط موجود، ادبیات تعلیمی، ادبیات تقلیدی، ادبیات توده‎ای، ادبیات جبهه، ادبیات جعلی، ادبیات جنگ/ جنگ ایران و عراق، ادبیات جهادی، ادبیات حبسیه، ادبیات حکمی، ادبیات حماسی، ادبیات خاطره‎نویسی، ادبیات خاکستری، ادبیات خطیبانه، ادبیات داستانی، ادبیات دانشگاهی، ادبیات درباری، ادبیات درون‎پیله‎ای، ادبیات دفاع مقدس، ادبیات دفاعی، ادبیات دوره‎ی پهلوی اول، ادبیات دوره‎ی پهلوی دوم، ادبیات دینی، ادبیات رزمی، ادبیات رسانه‎ای، ادبیات رسانه‌ای ـ تبلیغی، ادبیات روشنفکری/ روشنفکرانه، ادبیات روشنگری/ روشنگرانه، ادبیات زندان، ادبیات ستیهنده، ادبیات سلسله‌دار، ادبیات سوگ و مویه و مرثیه، ادبیات سیاسی، ادبیات شِکوه، ادبیات شهادت، ادبیات صفوی/ صفویه، ادبیات صلح، ادبیات ضدبعث، ادبیات ضدجنگ، ادبیات طنز و مطایبه، ادبیات عاشورایی ـ کربلایی، ادبیات عرفانی، ادبیات عهدی، ادبیات عیّاری، ادبیات فتح و شکست‎، ادبیات قاجار/ قاجاریه، ادبیات قبل از اسلام، ادبیات قدسانی، ادبیات کهن ایران، ادبیات گریز از عادت‎مداری، ادبیات گله‎گذاری، ادبیات متعالی، ادبیات متعهد، ادبیات مدرسی، ادبیات مشروطیت، ادبیات مصالحه، ادبیات معاصر، ادبیات معاهده، ادبیات مقاومت، ادبیات ملتزم، ادبیات منثور، ادبیات منظوم، ادبیات مواجهه، ادبیات نصیحت‎کننده، ادبیات نمایشی، ادبیات نیایش، ادبیات هشداردهنده، ادبیات یادکردی ـ یادبودی.
2ـ1ـ2ـ حوزه‎ی تاریخ
در آثار ایشان، بسامد ترکیبات به‎کاررفته با واژه‎ی «تاریخ» ـ در مقایسه با واژه‌ی «تاریخی» ـ بیش‎تر است: تاریخ آموزش و پرورش در ایران، تاریخ ادبیات، تاریخ اسلام (قبل و بعد از اسلام)، تاریخ اندیشه و فرهنگ در ایران، تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ ایران، تاریخ باستان، تاریخ تحلیلی، تاریخ ترکیبی، تاریخ تشیع، تاریخ تعلیم و تربیت در ایران، تاریخ‎ جنگ ایران و عراق، تاریخ ‎جنگ هشت ساله، تاریخ جنگ‎ها و مقاومت‎ها، تاریخ دانش و فرهنگ در ایران، تاریخ دفاع مقدس، تاریخ رباط‎ها، تاریخ سنتی، تاریخ شفاهی/ نقلی/ روایی، تاریخ عاشورا، تاریخ عقلانی، تاریخ فرهنگی، تاریخ کتبی، تاریخ مباحثه‎ای، تاریخ مجالس و حلقه‎های درسی، تاریخ محادثه‎ای، تاریخ محاضره‎ای، تاریخ مدارس، تاریخ مساجد، تاریخ مشروطیت، تاریخ معاصر، تاریخ معرفت‎جویی در ایران، تاریخ نحله‎های اسلامی، تاریخ نظامیه‎ها، تاریخ‎اندیشی، تاریخ‎پژوه(ی، ان، نه)، تاریخ‎پویی، تاریخ‎ساز(ی، ان)، تاریخ‎شفاهی، تاریخ‎شناخت، تاریخ‎شناس(ی، ان، انه) تاریخ‎فهمی، تاریخ‎کار(ان)، تاریخ‎گرا(یی، انه)، تاریخ‎مند، تاریخ‎نگار(ی، ان، انه)، تاریخ‎نگر(ی)، تاریخ‎‎نویس(ی، ان).
با وجود این، ترکیبات به کاررفته با واژه‎ی «تاریخی» در آثار وی تنوع بیش‎تری دارد:
آزادواری و آزاداندیشی تاریخی، ارزش تاریخی، ارزش‌گذاری تاریخی، استناد تاریخی، اسناد و مدارک و مستندات تاریخی، اشتباهات تاریخی، اصالت تاریخی، اعتبار تاریخی، انسان‎شناسی تاریخی، اهمیت تاریخی، بافت تاریخی، بایسته‌پژوهی‌‎های تاریخی، برهه‎(های) تاریخی، بسته‌اندیشی تاریخی، پژوهش‎ها و تحقیقات تاریخی، پیامدها و دستاوردهای تاریخی، تأثیر و فایده‎ی تاریخی، تأملات تاریخی، تحریف تاریخی، تشکیک‎های تاریخی، تفسیرها و خوانش‎های تاریخی، تفقه تاریخی، تفکر تاریخی، تقدیرگرایی تاریخی، تناقض‎های تاریخی، جامعه‎شناسی تاریخی، جریان‎(های) تاریخی/ جریان‌های تاریخ‌نگری/ جریان‌های تاریخ‌نگاری، جزمی‌گرایی تاریخی، جهت‎گیری(های) تاریخی، چشم تاریخی، حادثه (حوادث) تاریخی، حساسیت و توجه تاریخی، حافظه‌ی تاریخی، حقیقت (حقایق) تاریخی، حوزه‌ها و مکتب‌های تاریخی، خاستگاه‌های تاریخی، خوش‌باوری تاریخی، دوره(های) تاریخی، دلالت تاریخی، دوره‎بندی(های) تاریخی، رخداد(های) تاریخی، روش‎شناسی تاریخی، زمینه‎های تاریخی، سبک‌ها و گونه‌های تاریخی، شأن تاریخی، شفاهیات تاریخی، شواهد و قراین تاریخی، صحت تاریخی، ضرورت و موضوعیت تاریخی، علم و تجربه‎ی تاریخی، فقر اندیشه‎ی تاریخی، فهم و ادراک تاریخی، قطعیت تاریخی/ عدم قطعیت و حتمیت تاریخی، گروه‎ها و طبقات تاریخی، گزاره‎های تاریخی، مجموعه‌های تراثی ـ تاریخی، مراجع و مآخذ تاریخی، مردم‎شناسی تاریخی، مشهورات و مسلّمات تاریخی، مطالعات و بررسی‎های تاریخی، معرفت تاریخی، مفروضات و بدیهیات تاریخی، مکاتب و نحله‎های تاریخی، مکتوبات تاریخی، منابع و متون تاریخی، مناظر و مرایای تاریخی، منزلت تاریخی، منظر و رویکرد تاریخی، مواد و مصالح تاریخی، مواریث تاریخی، نظریه‎های تاریخی، نقد و نظر‎های تاریخی، نقش و جایگاه تاریخی، نگاه و نگرش تاریخی، واقعه (وقایع) تاریخی، هویت تاریخی.
2ـ1ـ3ـ حوزه‎ی فرهنگ
در آثار ایشان، بسامد ترکیبات به کاررفته با واژه‎ی «فرهنگ» ـ در مقایسه با واژه‌ی «فرهنگی» ـ بیش‎تر است:
فرهنگ احترام، فرهنگ اسطوره‎ای، فرهنگ اسلام/ اسلامی (قبل و بعد از اسلام)، فرهنگ اعتراف، فرهنگ انقلاب اسلامی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ بومی، فرهنگ پایداری، فرهنگ پسااعتراف، فرهنگ تشییع و تدوین، فرهنگ تک‎گویی/ مونولوگ، فرهنگ جبهه، فرهنگ دینی، فرهنگ رفتاری، فرهنگ روایی/ نقلی/ شفاهی، فرهنگ سوگ/ سوگواری، فرهنگ شنودوگفت / دیالوگ، فرهنگ شیعه/ شیعی/ تشیع، فرهنگ عاشورا/ عاشورایی، فرهنگ عامه، فرهنگ عزاداری، فرهنگ قومی، فرهنگ کتابت/ کتابتی/ کتبی، فرهنگ کربلا/ کربلایی، فرهنگ کهن ایرانی، فرهنگ گفتاری، فرهنگ گفت‎وگو/ گفت‎وگویی، فرهنگ مدنی، فرهنگ مشترک، فرهنگ مویه و مرثیه، فرهنگ یادداشت‎نویسی.
با وجود این، ترکیبات به کار رفته با واژه‎های «فرهنگی» در آثار وی تنوع بیش‎تری دارد:
آثار و پیامدهای فرهنگی، آسیب‎ها و آفت‎های فرهنگی، احیای فرهنگی، استعمار فرهنگی، استکبار فرهنگی، اسناد و مدارک فرهنگی، اشتباهات فرهنگی، اشتراکات فرهنگی، اطلاعات فرهنگی، انسان‎شناسی فرهنگی، انقلاب فرهنگی، بایسته‌پژوهی‌‎های فرهنگی، برنامه‎ریز(ی، ان) فرهنگی، بن‎مایه‎های فرهنگی، بنیه‎ی فرهنگی، بیداری فرهنگی، پای‎کاران فرهنگی، پدافند فرهنگی، پژوهش‎ها و تحقیقات فرهنگی، پیشینه‎شناسی فرهنگی، تحول فرهنگی، تصمیم‎گیر(ی، ان) فرهنگی، تعامل فرهنگی، تقابل‎های فرهنگی، تولیدات فرهنگی، تهاجم فرهنگی، جبهه‎ی فرهنگی، جریان‎(های) فرهنگی، جغرافیای فرهنگی، جنگ فرهنگی، جنگ‎شناسی فرهنگی، حوزه‎های فرهنگی، خدمات فرهنگی، خیانت‎های فرهنگی، دیالوگ‎ فرهنگی، رباط‎های فرهنگی، رصد‎گاه فرهنگی، رویارویی‎های فرهنگی، رویکردهای فرهنگی، ریشه‎های فرهنگی، زیست‌بوم فرهنگی، سیاست‎گذار(ی،ان) فرهنگی، شاخص‎ها/ شاخصه‎ها/ مشخصه‎های فرهنگی، طب/ طبیب فرهنگی، عقبه‎های فرهنگی، عملیات فرهنگی، غفلت‎های فرهنگی، فانوس فرهنگی، قتل‎های فرهنگی، کارگزار(ی، ان) فرهنگی، گرایش‎ها و تمایلات فرهنگی، لایه‎های فرهنگی، مبانی فرهنگی، مدیریت فرهنگی، مراکز و موسسات فرهنگی، مسئولان فرهنگی، مطالعات و بررسی‎های فرهنگی، مواریث فرهنگی، مواضع فرهنگی، مهندسی فرهنگی، نشانه‎های فرهنگی، نظام نشانه‎ای فرهنگی، نظام‎های فرهنگی، نفوذ فرهنگی، نکته‎های مغفول فرهنگی، نمایه‎های فرهنگی، نهادهای فرهنگی، نیروهای فرهنگی، وضعیت فرهنگی، هئیت و کسوت فرهنگی، همکاری فرهنگی، هوشمندی فرهنگی، هویت فرهنگی.
2ـ2ـ بازجست واژگانی به‎منظور شناسایی عمده‎ترین موضوعات طرح‎شده در آثار علی‎رضا کمری
با مروری بر گفت‎ونوشت‎های علی‎رضا کمری می‎توان به فهرستی ـ تقریباً ـ طولانی از موضوعاتی که ایشان به آن‎ها توجه نشان داده است، دست یافت. اما مهم‎ترین آن‎ها در سه حوزه‎ی مذکور ـ با توجه به بسامد و تنوع واژگان ـ عبارت‎اند از:
2ـ2ـ1ـ خاطره(ات)
در این دسته، پنج نوع واژ‎ه‎یابی، واژه‎سازی، واژه‎گزینی و واژه‎چینی را در آثار علی‎رضا کمری بازشناخته‎ام:
دسته‎ی نخست، واژگانی که به شقوق متعدد خاطره(ات) نزد وی اشاره دارند و یادآوری آن‎ها در این‎جا و اختصاص جایگاهی جداگانه به آن‎ها صرفاً از حیث بسامدشان در آثار علی‎رضا کمری و در نتیجه، توجه ایشان به این مقولات است. این واژگان عبارت‎اند از:
خاطرات آزادگان، خاطرات آشپزخانه‎های جبهه، خاطرات اختفا، خاطرات اسرا، خاطرات افشاگرانه، خاطرات افعال یا کرده‎ها، خاطرات اعتراف‎گونه/ اعترافی، خاطرات بحران، خاطرات بسیجیان، خاطرات پناهگاه‎ها، خاطرات پیروزی، خاطرات تبعید، خاطرات تجاوز و تهاجم، خاطرات تحقیقی ـ تألیفی، خاطرات ترکیبی، خاطرات تک‎‎موضوعی، خاطرات جاده، خاطرات جانبازان، خاطرات جمعی، خاطرات جنگ، خاطرات حبس، خاطرات خانواده‎های تیرباران شدگان، خاطرات خانواده‎های کشته‎شدگان، خاطرات خودگفت، خاطرات خودنوشت، خاطرات دفاعی، خاطرات دگرنوشت، خاطرات دیده‎ها یا شنیده‎ها، خاطرات رزمندگان، خاطرات رسمی، خاطرات روزشمار، خاطرات زنان، خاطرات شاهدان واقعه، خاطرات شخصی، خاطرات شفاهی/ نقلی/ روایی، خاطرات شکست، خاطرات عروسی در پناهگاه‎ها، خاطرات عقب‎نشینی، خاطرات غیررسمی، خاطرات غیرمستقیم/ غیرارادی/ ناخودآگاه، خاطرات مستتر/ ضمنی، خاطرات فردی، خاطرات فرماندهان، خاطرات قومی، خاطرات کتبی/ نوشتاری/ مکتوب، خاطرات گریز از شهرها در بمباران‎ها، خاطرات گریز، خاطرات لایه‎های مطرود و منفور، خاطرات مستقیم/ ارادی/ خودآگاه، خاطرات معلمان، خاطرات مفصل، خاطرات ملی، خاطرات صاحبان گورهای دسته‎جمعی، خاطرات موضوعی پیایی، خاطره ـ داستان، خاطره ـ رمان، خاطره ـ سفرنامه، خاطره ـ گزارش، خاطره‎‎گفته‎(ها)، خاطره محور، خاطره‎نوشته(ها)/ خاطره‎نبشته‎(ها)، خاطره‎پرداز‎(ی، ان)، خاطره‎پژوه‎(ی، ان)، خاطره‎شناسی، خاطره‎گرا(یی، یان)، خاطره‎گو(یی، ان)، خاطره‎نگار(ی، ان)، خاطره‎نگاشته‎(ها)، خاطره‎نگر(ی)، خاطره‎نویس(ی، ان).
دسته‎ی دوم، واژگانی که ناظرند بر موضوع‎شناسی‌های علی‎رضا کمری از خاطرات. این واژگان عبارت‎اند از:
آسیب‎شناسی خاطرات، آفت‌پژوهی استفاده‌ی ابزاری ـ سیاسی ـ تبلیغاتی ـ مناسبتی ـ موسمی از خاطرات، آفت‌پژوهی انحصار تولید خاطرات در نهادهای دولتی، ادبیات خاطره‎نویسی، ارزش ادبی ـ فرهنگی خاطرات، ارزش و جایگاه تاریخی خاطرات، استناد و اعتبار خاطرات، اصالت محتوایی ـ موضوعی خاطرات، اصالت و دلالت در خاطرات، اقران و اشباه خاطرات، اهمیت گونه‎های متعدد زمان در خاطرات، بایسته‎پژوهی‎‎ها در خاطرات، بایسته‎های مغفول در خاطرات، تشکیک‎های معرفت‎شناختی به خاطرات، تولد یا حیات عینی و ذهنی خاطرات، حیات‎بخشی به خاطرات، خودیابی و خودباوری در خاطرات، دستمایه‎های مطالعات‎ی خاطرات، دوره‎های شکوفایی خاطره‎نویسی، روش‎شناسی مطالعه و تحقیق درباره‎ی خاطرات، ریخت‌شناسی خاطرات، سنجه‎های معرفتی در خاطرات، سیر و پیشینه‎ی خاطره‎نویسی، شاکله‎ی ادبی خاطرات، شاکله‎ی تاریخی خاطرات، شاکله‎ی فرهنگی خاطرات، طنز در خاطرات، عوامل موثر بر پیدایی و رشد خاطرات، قابلیت‎های مطالعاتی خاطرات، کارکردهای خاطرات، گونه‎شناسی خاطرات، گونه‎شناسی‎های زبان در خاطرات، مباحث نظری و عملی خاطرات، مبانی معرفتی ـ فلسفی خاطرات، نظریه‎پردازی درباره‎ی خاطرات، نقش و سهم خاطرات در ...، وجوه ارزشمندی خاطرات، ویژگی‎های خاطرات.
دسته‎ی سوم، واژگانی که ناظرند بر راه‎کارهای پیشنهادی علی‎رضا کمری به‎لحاظ نظری و روشی در عرصه‎ی خاطرات. این واژگان عبارت‎اند از:
آگاهی‎یابی به خاطرات، آموزش خاطره‎نویسی، آموزش روش‌های بازخوانی/ بینی در خاطرات، آموزش روش‌های مستندگویی/ نویسی در خاطرات، آموزش روش‌های منبع‌شناسی/ پژوهی در خاطرات، اهتمام به نظریه‌پردازی خاطرات، اهتمام جمعی به خاطره‎نویسی، بازآفرینی خاطرات، بازبینی خاطرات، بازپردازی خاطرات، بازپروری خاطرات، بازتعریف خاطرات، بازتولید خاطرات، بازجست خاطرات، بازخوانی خاطرات، بازروایی خاطرات، بازسازی خاطرات، بازشناسی خاطرات، بازکاوی خاطرات، بازگفت خاطرات، بازنگری خاطرات، بازنوشت خاطرات، بازیابی خاطرات، بازیافت خاطرات، بررسی علمی و نظری خاطرات، برگزاری مسابقات خاطره‌نویسی، بهره‎گیری از خاطرات، تأسیس بانک خاطرات، تأسیس رشته‌ی مطالعات فرهنگی درباره‌ی خاطرات، تأسیس کارگاه‎های خاطره‎پژوهی، تأسیس کارگاه‎های خاطره‎شناسی، تأسیس کارگاه‎های خاطره‎نویسی/ گویی، تبیین و تنقید خاطرات، تحریر خاطرات، تحقیق و پژوهش روشمند خاطرات، تحلیل و تفسیر خاطرات، تهیه و تدوین نظام‌نامه‌ی علمی ـ عملی ـ حقوقی برای تصحیح و تنقیح و تدوین و تولید خاطرات، تقویت مبانی نظری خاطرات، ثبت و ضبط خاطرات، جهت‎دهی خاطرات، چاپ و نشر و توزیع خاطرات، درنگ و درایت در خاطرات، دسته‎بندی و رتبه‎بندی و گونه‎شناسی خاطرات، دست‎یابی به خاطرات، سازمان‎دهی خاطرات، سامان‎دهی خاطرات، فرهنگ‎سازی خاطره‎نویسی، کاربست رویکردها و رهیافت‎های متعدد درباره‎ی خاطرات، کاربست نگرش‎ها و شیوه‎ها و روش‎های جدید در مطالعه‎ی خاطرات، گردآوری خاطرات، مسئله‎یابی در خاطرات، مطالعه‎ی دقیق خاطرات، معرفت‎یابی از خاطرات، موضوع‎یابی‎ در خاطرات، نظم‎دهی به خاطرات، نکته‎یابی از خاطرات، نگاه اسنادی به خاطرات، نهادینه‌کردن استناد در خاطرات، نهادینه‌کردن خاطره‎نویسی.
دسته‎ی چهارم، واژگانی که ناظرند بر شقوق ابداعی علی‎رضا کمری از خاطره و خاطرات. این واژه‎ها عبارت‎اند از:
خاطره ـ آداب و آیین، خاطره ـ اسناد، خاطره ـ اعیاد، خاطره ـ افسانه، خاطره ـ اوراد، خاطره ـ بنا، خاطره ـ تشفی خاطر، خاطره ـ جزوه‎های دست‎نوشت، خاطره ـ حدیث نفس، خاطره ـ حسب‎الحال، خاطره ـ خیال، خاطره ـ سیر آفاق و انفس، خاطره ـ شعر، خاطره ـ مَتَل، خاطره ـ مراسم و مناسک، خاطره ـ مزار، خاطره ـ نامه، خاطره ـ نشانه، خاطره ـ نماد، خاطره ـ وصیت‎نامه، خاطره‎آوا، خاطره‎‎اجسام، خاطره‎احجام، خاطره‎بو، خاطره‎رنگ.
دسته‎ی پنجم، واژگانی که ناظرند بر ترکیب‎سازی‎های علی‎رضا کمری از واژه‎ی خاطره و خاطرات. این واژگان عبارت‎اند از:
خاطره‌آگاهی، خاطره‎آموز، خاطره‎باز، خاطره‎بازآفرین، خاطره‎بازپرداز، خاطره‎‌بازساز، خاطره‌بازنگر، خاطره‎بازنوشت، خاطره‌بازیاب، خاطره‌پرداخته‎ها، خاطره‌پژوهی‎نگاری دگرنوشت، خاطره‎پسندی، خاطره‎پو، خاطره‎تدوین‎گر، خاطره‌جمع‎کنی، خاطره‎جو، خاطره‎خوان، خاطره‎خواه، خاطره‎دار، خاطره‎زدگی، خاطره‎سازی، خاطره‎سوزی، خاطره‎شناخت، خاطره‎شنوی، خاطره‎صاف‎کنی، خاطره‎فروش، خاطره‎فهمی، خاطره‎کار، خاطره‎کاو، خاطره‎گردآورنده، خاطره‎گفتار، خاطره‎گیری، خاطره‌مشاعی ـ مشترک، خاطره‎نوشتار، خاطره‎واره، خاطره‎ورزی، خاطره‎یاب، خاطره‎ی‎ دگرگرفت.
2ـ2ـ2ـ روایت
در این دسته، سه نوع واژ‎ه‎یابی، واژه‎سازی، واژه‎گزینی و واژه‎چینی در آثار علی‎رضا کمری قابل تشخیص است: دسته‎ی نخست، واژگانی که ناظرند بر شقوق متعدد روایت نزد ایشان. این واژگان عبارت‎اند از:
روایت ادبی ـ تاریخی، روایت ادبی، روایت اسطوره‎ای، روایت اولیه، روایت برساخته، روایت بومی، روایت تاریخی ـ فرهنگی، روایت تاریخی، روایت ثانویه، روایت جامع، روایت جنگ، روایت حماسی ـ ارزشی ـ تبلیغی، روایت دینی، روایت ذهنی، روایت رزمندگان، روایت رسمی، روایت سیاسی ـ نظامی، روایت شاهدان و ناظران، روایت شفاهی، روایت شکست، روایت عاشورایی ـ کربلایی، روایت عاطفی، روایت عقلانی، روایت عینی، روایت غیررسمی، روایت فتح و پیروزی، روایت فراعینی، روایت فرماندهان جنگ، روایت فرهنگی، روایت قومی، روایت کتبی، روایت کنشگران رویدادها در همه‎ی سطوح، روایت مردمی، روایت مستند، روایت ملی ـ وطنی، روایت نوشتاری، روایت همسران شهدا، روایت هنری.
دسته‎ی دوم، واژگانی که ناظرند بر موضوع‎شناسی‎های علی‎رضا کمری از روایت. این واژگان عبارت‎اند از:
آسیب‎شناسی روایت، آشفتگی فعالیت نهادهای متولی روایت، آفات یکسان‎سازی در روایت، آمیختگی زبان روایت با ...، ابهام در روایت، ارزش بالاصاله‎ی روایت، استناد و اعتبار در روایت، اشکال متعدد بازروایی روایت، اصالت و دلالت در روایت، انداموارگی در روایت، بازشناسی چیستی روایت، بافت روایت، بایسته‌پژوهی‌های روایت، برساختگی روایت، پرسش‎های معرفت‎شناختی درباره‎ی روایت، پیامدهای بازروایی روایت، بافتار روایت، تأثیرپذیری روایت از ...، تأثیرگذاری روایت بر ...، تحلیل روایت، تدوین‎گر روایت، تکثر روایت، تنوع راویان روایت، تنوع مخاطبان روایت، جایگاه راوی در روایت، جایگاه روایت در نظام تبلیغی ـ ارزشی، جایگاه روایت در نظام فرهنگی، جایگاه سلامت نفسانی و اخلاقی راوی در روایت، جایگاه علم و آگاهی راوی در روایت، جعل روایت، چرایی و چگونگی بازروایی روایت، خلاقیت و ابداع در روایت، خوانش روایت، خوانش‎های متفاوت در روایت، دخل و تصرف در روایت، درهم‎تنیدگی روایت با ... ، درنگ در روایت، رمزگان در روایت، رویکرد ادبی به روایت، رویکرد انتقادی به روایت، رویکرد تحقیقی ـ پژوهشی به روایت، رویکرد حماسی ـ عاطفی به روایت، رویکرد دینی به روایت، رویکرد شیعی ـ عاشورایی به روایت، رویکرد مطالعات فرهنگی به روایت، رویه‎های دلالت در روایت، زبان و زمان در روایت، زمینه‎های ادبی روایت، زمینه‎های تاریخی روایت، زمینه‎های سیاسی ـ اجتماعی روایت، ساختار روایت، ساختارمندی در روایت، سامان‎دهی و جهت‎بخشی روایت، سبک‌مندی در روایت، سیاست‎زدگی در روایت، شأنیت فرازمانی ـ فرامکانی روایت، شیوه‎های بارورکردن مرجع روایت، شیوه‎های بازآفرینی روایت، شیوه‎های دسته‎بندی و رتبه‎بندی روایت، شیوه‎های گردآوری روایت، صورت‎بندی روایت، کاربست درایت در روایت، کارکردهای روایت، کمک به زایش مرجع روایت، گستردگی و پراکندگی روایت، گفتمان ارزشی ـ حماسی در روایت، گفتمان تبلیغی در روایت، گفتمان سیاسی در روایت، گونه‎شناسی بازنمایی‎ها در روایت، گونه‌شناسی خوانشگران روایت، گونه‌شناسی مخاطبان روایت، گونه‌شناسی مراجع روایت، لهجه‎ها و گویش‎ها و تکیه‎کلام‎ها در روایت، مأخذشناسی روایت، متن روایت، متولیان (پای‎کاران، دست‎اندرکاران، مشتغلان، مسئولان) روایت، محاسبه و معاینه در روایت، مراقبت و محافظت از روایت، مستندسازی روایت، معنای معرفت‎شناختی روایت، منوط‎‎‎بودن ادراک روایت به ...، موضع و وضعیت در روایت، مویدات بیرونی روایت، نابسندگی مباحث نظری و روشی در روایت، نشانه‎شناسی روایت، نظام استعاره در روایت، نگاه کلان به روایت، نگاه گفتمانی به روایت، نیازمندی روایت به ...، وفاق و اجماع نسبی در روایت.
دسته‎ی سوم، واژگانی که ناظرند بر جایگاه روایت نزد علی‎‎رضا کمری به‎‎مثابه شاخه‎ای فرعی اما بسیار مهم به لحاظ علمی و معرفتی. این جایگاه را از ترکیباتی که وی در آن‎ها نظر به نقش روایت در پژوهش، پرورش، آفرینش، نگارش، نگرش، گرایش، کاوش، جستن، ساختن و شناختن دارد، می‎توان ادراک کرد. این واژگان عبارت‎اند از:
روایت‎آفرینی، روایت‎پردازی، روایت‎پژوهی، روایت‎جویی، روایت‎زدگی، روایت‎سازی، روایت‎شناسی، روایت‎کاوی، روایت‎گرایی، روایت‎گویی، روایت‎نگاری، روایت‎‎نگری، روایت‎نویسی.
2ـ2ـ3ـ اسناد
در این دسته، سه نوع واژه‌گزینی، واژه‌یابی و واژه‌چینی را در آثار علی‌رضا کمری می‌توان بازشناخت:
دسته‌ی نخست، واژگانی که ناظرند بر شقوق متعدد اسناد نزد ایشان. این واژگان عبار‌ت‌اند از:
اسناد اداری، اسناد انقلاب اسلامی، اسناد بالفعل، اسناد بالقوه، اسناد پایداری/ مقاومت، اسناد پردازش‌شده، اسناد تصویری/ دیداری، اسناد جعلی/ برساخته/ ساختگی/ مصنوعی، اسناد جنگ، اسناد حقوقی/ خاص، اسناد خاموش، اسناد خصوصی، اسناد داخلی و خارجی در وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی، اسناد دفاع مقدس، اسناد دولتی، اسناد دیوانی، اسناد رسمی، اسناد رسمی از مکاتبات دولتی، اسناد رسمی از مکاتبات و مذاکرات سیاسی، اسناد رسمی فرهنگی و تبلیغاتی، اسناد رسمی نخست‌وزیری و ریاست جمهوری، اسناد رسمی نهادهای اطلاعاتی و مدیریتی، اسناد رسمی اقتصادی و مالی، اسناد رسمی نهادهای امدادی و بهداشتی و بیمارستانی، اسناد رسمی یگان‌های نظامی و انتظامی، اسناد زنده، اسناد سازمان‌ها و مراکز و نهادها، اسناد سیاسی، اسناد شخصی، اسناد شفاهی، اسناد صوتی/ شنیداری، اسناد طبیعی، اسناد غیردولتی، اسناد غیررسمی، اسناد فراملی، اسناد فرهنگی، اسناد فیزیکی، اسناد کتبی/ مکتوب، اسناد متافیزیکی، اسناد مرجع، اسناد مکمل، اسناد ملي، اسناد موزه‌ای/ حجمی/ مادی،‌ اسناد نظامی، اسناد هویتی.
دسته‌ی دوم، واژگانی که ناظرند بر راه‌کارهایی که وی درباره‌ی اسناد طرح کرده است. این واژگان عبارت‌اند از:
انجام و اجرای مطالعات اسنادی، برگزاری نشست‎های تخصصی درباره‎ی اسناد، به‎روزشدن مراکز اسنادی، بهره‎برداری شایسته از اسناد، تأسیس بانک اسناد، تأسیس پایگاه اطلاع‎رسانی اسناد، تأسیس رشته‎ی مربوط به اسناد، تأسیس سامانه‎ی مرکزی ـ ملی اسناد، تأسیس فرهنگستان مطالعات و تحقیقات اسنادی، تشکیل تیم‎های تحقیق اسنادپژوهی، تشکیل شورای سیاست‎گذاری اسناد، تشکیل شورای علمی اسناد، تمرکز مراکز اسنادی، تولید نشریات علمی ـ تخصصی اسناد، ثبت و ضبط اسناد، داده‎پردازی اسناد، دست‎یاب کردن بحارالانوار اسناد، سامان‌دهی اسناد، شناساکردن مجموعه مراکز اسنادی، طبقه‌بندی اسناد، گردآوری اسناد، گونه‌شناسی اسناد، گویاسازی اسناد، معیارپژوهی برای بازشناسی، طبقه‎بندی، تفکیک، پالایش، گزینش و موضوع‎بندی اسناد.
دسته‎ی سوم، واژگانی که ناظرند بر موضوع‎شناسی‌های وی از اسناد. این واژگان عبارت‎اند از:
آسیب‎شناسی اسناد، آفات عدم فرآوری اسناد، آفات نگهبانی صرف از اسناد، آفت‎پژوهی نبود انداموارگی در میان مراکز اسنادی، آفت‎پژوهی نبود پژوهش‎های مستقل درباره‎ی اسناد، آفت‎پژوهی نبود روش و اندیشه در مراکز گردآوری و نگهداری اسناد، اهمیت و جایگاه اسناد در مطالعات علوم انسانی/ علوم اجتماعی، بازشناسی راهبردهای شناختی درباره‎ی اسناد، بررسی راه‎کارهای تسهیل خدمات در اختیارگذاری اسناد، بسامدپژوهی واژگان، تکیه‎کلام‎ها، تأکید و سفارش‎ها در اسناد (با تأکید بر مستندات مکتوب جنگ، یادنوشت‎ها، نامه‎ها و ... به‎ویژه وصیت‎نامه‎های شهدا)، تصحیح‎پژوهی اسناد، چالش‎های فراروی اسناد، خلأپژوهی به منظور رفع کاستی‎ها در مطالعات اسنادی، دستورپژوهی اسناد (از حیث ساختار کلمات، جملات، عبارت‎پردازی‎ها، پاراگراف‎ها، آغازه‎ها و پایانه‎ها به‌ویژه در وصیت‎نامه‎های شهدا)، رابطه‌ی عافیت و امنیت و اسناد، رابطه‌ی عاقبت‎اندیشی و اسناد، رابطه‌ی مصلحت و اسناد، رفتارپژوهی مراکز نگهداری اسناد از حیث در اختیارنهادن اسناد به مراجعان، روش‎شناسی مطالعات اسنادی، سوانح‎پژوهی اسناد، سیاست‎پژوهی از سیاست‎گذاری‎های مراکز اسنادی، شناخت مستندات مکتوب، فهرست‌پژوهی از فهارس اسنادی، گونه‎شناسی مشکلات ثبت و ضبط و نگهداری اسناد، گونه‎شناسی مشکلات گردآوری اسناد، مسئله‎شناسی اسناد، مستندپژوهی اسناد، موضوع‎شناسی اسناد، نمایه‎پژوهی از نمایه‎های اسنادی.
2ـ2ـ4ـ تاریخ شفاهی
گفتنی است، در میان موضوعات مربوط به حوزه‎ی تاریخ، دو موضوع «تاریخ و فرهنگ عامه» و «تاریخ‎نگاری و تاریخ‎نگری جنگ ایران و عراق» نیز در آثار علی‎رضا کمری برجسته می‎نمایند. اما چون در این‎جا ـ همان‎طور که پیش‎تر اشاره کردم ـ «بسامد» و «تنوع» واژگان به‎کاررفته حائز اهمیت است، تاریخ شفاهی ـ که وی آن را با اسامی دیگری چون «تاریخ محادثه‎ای»، «تاریخ محاضره‎ای»، «تاریخ مباحثه‎ای» نیز نامیده است ـ از این هر دو جنبه بر دو موضوع مذکور پیشی می‎گیرد. در این دسته، سه نوع واژه‎یابی، واژه‎گزینی، واژه‎چینی در آثار وی می‎توان بازشناخت:
دسته‎ی نخست، واژگانی که وی به کمک‎ آن‎ها از تاریخ شفاهیِ لایه‎های متعدد اجتماعی یادکرده است. این واژگان عبارت‎اند از:
تاریخ شفاهی بازار و بازاریان، تاریخ شفاهی بافت قدیمی شهر در شکل کوچه و محله و خانه، تاریخ شفاهی پاساژها و فروشگاه‎های بزرگ، تاریخ شفاهی تبدیل چشمه‎ها و قنوات به آب لوله‎کشی، تاریخ شفاهی تیمچه‎ها، کاروانسراها، بازارها، تاریخ شفاهی جهاد سازندگی، تاریخ شفاهی حِرَف و صنایع سنتی، تاریخ شفاهی دستفروشی و بساط، تاریخ‎ شفاهی زندانیان سیاسی، تاریخ شفاهی صنایع نو، تاریخ شفاهی طبقه‎ی کارمند و حقوق‎بگیر، تاریخ شفاهی فعالیت‎های خدماتی اداری، تاریخ شفاهی کشاورزی و محصولات باغی، تاریخ شفاهی مساجد، تکایا، حسینیه‎ها، زائرخانه‎ها، تاریخ شفاهی موسسات عام‎المنفعه و خیریه، تاریخ شفاهی واردات و صادرات محصولات سنتی و صنعتی و کشاورزی.
دسته‎ی دوم، واژگانی که وی به کمک‎ آن‎ها به موضوع‎شناسی تاریخ شفاهی پرداخته است. این واژگان عبارت‎اند از:
ابتنای تاریخ شفاهی بر ...، اعتبار و اصالت مستقل موضوع در تاریخ شفاهی، انقلاب اسلامی و جنگ ایران وعراق و تاریخ شفاهی، اهمیت زبان در تاریخ شفاهی، اهمیت موضع و وضعیت در تاریخ شفاهی، بایسته‎پژوهی‎ها در تاریخ شفاهی، بایسته‎کاری‎های راهبردی در تاریخ شفاهی، پیشینه و پشتوانه‎های تاریخ شفاهی، تفکیک تاریخ شفاهی از ...، تمایز و تفاوت تاریخ شفاهی با ...، جایگاه اسناد در تاریخ شفاهی، جایگاه طرح سوال در تاریخ شفاهی، جایگاه نقد و نظر عالمانه در تاریخ شفاهی، جایگاه یاد و حافظه در تاریخ شفاهی، چشم تاریخ‎بین و ذهن تاریخ‌شناخت در تاریخ شفاهی، چیستی تاریخ شفاهی، رویکردها و مطالعات انتقادی در تاریخ شفاهی، الزامات تاریخ شفاهی، ژرف‎کاوی در تاریخ شفاهی، شگردها و فنون مصاحبه در تاریخ شفاهی، شیوه‎ها و نگرش‎ها‎ی نوپدید در تاریخ شفاهی، طبقات خواص یا فرادست در تاریخ شفاهی، عوامل موثر بر پیدایی و رشد تاریخ شفاهی، فرااندیشگی در تاریخ شفاهی، گونه‎شناسی مصاحبه در تاریخ شفاهی، ماهیت میان‎رشته‎ای ـ فرارشته‎ای تاریخ شفاهی، مسئله‎شناسی و موضوع‎یابی در تاریخ شفاهی، مطالعات نظری در تاریخ شفاهی، ملاحظات حکومتی در تاریخ شفاهی، ملاحظات روش‎شناختی در تاریخ شفاهی، منافع شخصی در تاریخ شفاهی، موانع و چالش‎های فراروی مصاحبه‎گر در تاریخ شفاهی، نظام استبدادی در تاریخ شفاهی، نقش بن‎مایه‎های دینی ـ اعتقادی مصاحبه‎گر در تاریخ شفاهی.
دسته‎ی سوم، واژگانی که وی به کمک‎ آن‎ها به بیان برخی راه‎کارها در تاریخ شفاهی پرداخته است. این واژگان عبارت‎اند از:
آموزش تخصصی دست‎اندرکاران تاریخ شفاهی، برقراری ارتباط معنادار میان مراکز تاریخ شفاهی، برگزاری نشست‎های تخصصی درباره‎ی تاریخ شفاهی، تأسیس قرارگاه مرکزی هدفگذار، سیاست‎گذار و نظارت‎کننده‎ بر تولیدات تاریخ شفاهی، تهیه و تدوین نظام‎نامه‎ی علمی ـ عملی ـ حقوقی برای پای‎کاران تاریخ شفاهی.
2ـ2ـ5ـ اطلاعات
ضروری است ابتدائاً تصریح کنم که این موضوع در آثار علی‎رضا کمری ـ اغلب و در وهله‌ی نخست ـ به معنای مطلق شناخت و آگاهی یا ـ در وهله‌ی دوم ـ مواد و منابع خامی که بازشناسی و گردآوری و فرآوری و در اختیارگذاری آن‎ها به آگاهی و شناخت منجر می‎شود، به کار رفته است. وی از همین منظر ـ یعنی تأثیر اطلاعات بر شناخت ـ به خاطرات، اسناد، روایات (در همه‎ی شقوق متعددی که از آن‎ها یاد کرده‎ام) نگاه کرده و بر گردآوری آن‎ها در سامانه‎ای مشخص و مستقل تأکید ورزیده است. حال با این توضیح، واژه‎یابی‎ها و واژه‎گزینی‎ها و واژه‎سازی‎های او را در این خصوص به دو دسته می‎توان تقسیم کرد:
دسته‎ی نخست، واژه‎هایی که وی به کمک آن‎ها بر ضرورت گردآوری و در اختیارگذاری اطلاعات ـ به‎مثابه مواد خام شناخت ـ در مراکز اطلاع‎رسانی تصریح کرده است. او در این گروه ـ عمدتاً ـ کیفیت اطلاعات و اطلاع‎رسانی در مراکز مربوطه را مدّنظر قرار داده است:
آسان‎سازی اطلاعات، آسان‎یابی اطلاعات، آوار اطلاعات، اطلاعات پراکنده و پاشان، اطلاعات حضانتی ـ حصانتی، اطلاعات زمان‎سوز ـ ذهن فرسود، اطلاعات زنگ‎زده، اطلاعات‌شناخت، اطلاعات فرسوده، اطلاعات قفل‎زده، اطلاعات نخ‎نما شده، اطلاعات ‎پردازی، اطلاعات‎ پژوهی، اطلاع‎رسانی تحقیری ـ تحبیبی، اطلاع‎رسانی دسته چماقی، اطلاع‎رسانی عصر حجری، اطلاع‎رسانی نمایشی ـ فرمایشی، اطلاع‎شناسی، پاسبانی چشم و گوش بسته‎ی اطلاعات، جیبی‌شدن اطلاعات، دراختیار‎گذاری اطلاعات، رصدگاه اطلاعات، روزآمد کردن اطلاعات، زنبور اطلاعاتی، سامانه و پایانه‎ی اطلاعات، سکوتستان اطلاعات، عابر بانک اطلاعات، فحشای اطلاعات، فراموشخانه‎ی اطلاعات، ملوک‎الطوایفی عرضه‎کنندگان اطلاعات، نفسگاه اطلاعاتی، نگهبان اطلاعات.
دسته‎ی دوم، واژه‎هایی که وی به کمک آن‎ها بر ضرورت شناخت ـ به‎مثابه محصول فرآوری‎شده‎ی اطلاعات ـ تصریح کرده است. تمام ترکیب‎هایی که وی به پشتوانه‎ی بهره‎گیری از اطلاعات، با پسوند «شناخت» یا «شناسی» به کار برده. از این جمله است:
پیشینه‎شناسی، تعبیرشناسی، راهکارشناسی، شاکله‎شناسی، ضرورت‎شناسی، غایت‎شناسی، گونه/ نوع‎شناسی، مأخذشناسی، متن‎شناسی، مخاطب‎شناسی، مرجع‎شناسی، مسئله‎شناسی، مسیرشناسی، منبع‎شناسی، موضوع‎شناسی، نسب‎شناسی، واژه‎شناسی، هدف‎شناسی، و...
2ـ3ـ بازجست واژگانی به‎منظور شناسایی رویکرد غالب در آثار علی‎رضا کمری
با نگاهی به دایره‎ی واژگانی علی‎رضا کمری آشکارا می‎توان دریافت که غالب‎ترین رویکرد در مکتوبات و شفاهیات وی رویکرد انتقادی است. برای نشان‎دادن چیرگی این رویکرد به واژه‎های محوری او در گزینش، چینش، یافتن و ساختن ترکیبات توجه باید کرد:
2ـ3ـ1ـ واژه‎ی غلبه
غلبه‎ی آشفتگی ـ بی‎سامانی ـ پریشان‎کاری/ غلبه‎ی آموزش‎های غیرعلمی ـ غیرپژوهشی ـ غیردانشگاهی/ غلبه‎ی اسطورگرایی ـ قهرمان‎پروری ـ آرمان‎گرایی ـ افسانه‎پردازی/ غلبه‎ی اظهارنظرهای ذوقی ـ استحسانی/ غلبه‎ی انقطاع و انفصال/ غلبه‎ی اهداف ارشادی ـ ابلاغی ـ انگیزشی/ غلبه‎ی بی‎نشاطی ـ بی‎انگیزشی/ غلبه‎ی پرداخت‎های ادبی ـ روایی ـ داستان‎‎واره‎ای/ غلبه‎ی پرداخت‎های اسطوره‎ای ـ حماسی ـ آرمانی، غلبه‎ی تبلیغ بر تحقیق/ غلبه‎ی پرداخت‌های مطلق‎گرا ـ فراواقعی ـ مقدس‎پندار/ غلبه‎ی تحقیقات موزائیکی ـ نقالی ـ چینشی/ غلبه‎ی تصنیف و تحریر و نقل/ غلبه‎ی تغییرات سیاسی ـ موضعی ـ مدیریتی/ غلبه‎ی تفرد تک‎روی/ غلبه‎ی جریان پژوهشیِ کم‎سابقه ـ کم‎شمار ـ کم‎رنگ/ غلبه‎ی جریان خودگویی ـ تک‎گویی/ غلبه‎ی جریان شبه‎پژوهشی ـ شبه‎فرهنگی ـ شبه‎علمی/ غلبه‎ی حرکت‎های پوشیده و پنهان و کند و تدریجی در نهادها/ غلبه‎ی جریان‎های توصیفی ـ توجیهی ـ تنزیهی/ غلبه‎ی جریان‎های رسانه‎ای ـ خبری ـ ژورنالیستی/ غلبه‎ی جریان‎های کم‎رمق ـ کم‎عمق ـ کم‎جان/ غلبه‎ی جریان‎های همایشی ـ نمایشی/ غلبه‎ی خوانش‎های ادبی ـ دینی ـ اخلاقی ـ تعلیمی ـ عرفانی/ غلبه‎ی رخوت و رکود/ غلبه‎ی روش‎های اقناعی ـ اسکاتی/ غلبه‎ی رویکرد‌های تشریفاتی ـ تبلیغاتی ـ طبقاتی/ غلبه‎ی رویکردهای شهودی ـ ارزشی ـ اعتقادی ـ ایمانی ـ ایقانی/ غلبه‎ی رویکردهای گرته‎بردارانه ـ منفعلانه ـ ترجمه‎ای ـ وارداتی ـ غیربومی/ غلبه‎ی زبان بلاغی ـ خطابی ـ تعلیمی، غلبه‎ی زبان تصنعی ـ تکلفی/ غلبه‎ی زبان جنجالی ـ هیجانی/ غلبه‎ی زبان سیاسی ـ جناحی/ غلبه‎ی سرقت و سلخ و مسخ/ غلبه‎ی سفارشی‌نویسی ـ کنگره‎نویسی ـ حماسه‎نویسی ـ تذکره‎نویسی/ غلبه‎ی سنت‎گرایی و گذشته‎گرایی و درون‎نگری/ غلبه‎ی طبع و طینت خاطره‎خواهانه ـ گذشته‎گرایانه/ غلبه‎ی فضای اخباری‎گری ـ اشعری مسلکی/ غلبه‎ی فضای ترویجی ـ تهییجی/ غلبه‎ی فضای داستان‎گرایی ـ داستان‎زدگی/ غلبه‎ی فضای مونولوگ بر دیالوگ/ غلبه‎ی کارکردهای تنزیهی ـ ترغیبی ـ تعلیمی/ غلبه‎ی کم‎دانی ـ کم‎خوانی ـ کم‎کاری/ غلبه‎ی لایه‎های حماسی ـ دینی ـ قدسانی/ غلبه‎ی متن‎های یادواره‌ای ـ یادمانی ـ یادکردی/ غلبه‎ی مسائل مغفول و مجهول و مجعول/ غلبه‎ی ملاحظات و سلایق من عندی و مخرب/ غلبه‎ی نگاه باورمندی ـ تسلیم‎شدگی ـ آرمان‎خواهی/ غلبه‎ی نگاه تصلبی ـ تعصبی/ غلبه‎ی نگاه تقویمی ـ تکریمی ـ تذکره‎ای/ غلبه‎ی نگاه رسمی ـ موسمی ـ مراسمی ـ مناسبتی/ غلبه‎ی نگاه ماندگی ـ تکرار ـ تقلید/ غلبه‎ی نگاه‎ ماندگی ـ درخورماندگی ـ دورماندگی ـ درماندگی/ غلبه‎ی نگاه منزوی ـ صومعه‎ای ـ درون‎پیله‎ای/ غلبه‎ی نگاه نکوداشت ـ بزرگداشت/ غلبه‎ی نگاه نوستالژیک ـ یادکردی ـ یادبودی ـ یادمانی/ غلبه‎ی نگاه‎های تک‎بعدی ـ یک‎سونگر ـ سطحی‎نگر/ غلبه‎ی نگرش‎های زندگی‎نامه‎ای ـ کنگره‎ای ـ تذکره‎ای/ غلبه‎ی نگرش‎های عاطفی ـ ادبی ـ احساسی/ غلبه‎ی نگرش‌های قدسانی ـ وحیانی ـ آرمانی/ غلبه‎ی وجه ادبی ـ هنری در بازتاب وقایع/ غلبه‎ی وضعیت باخودگویی ـ درخودشدگی/ غلبه‎ی وضعیت درون‎سازمانی ـ درون‎پیله‎ای/ غلبه‎ی وضعیت سردرگمی ـ سرگردانی اطلاعات/ غلبه‎ی وضعیت سرگرانی ـ سربزرگی/ غلبه‎ی وضعیت غربت و غیبت اندیشه/ غلبه‎ی ویژگی نقلی ـ روایی ـ خاطره‎ای.
2ـ3ـ2ـ واژه‎ی فقدان (نبود)/ گُم‎بود/ کم‎بود
فقدان اهتمام به بازافزایی ـ هم‎افزایی اطلاعات/ فقدان اهتمام به بازپیرایی ـ بازآفرینی اطلاعات/ فقدان پیشینه‎ی تحقیق و پژوهش/ فقدان تکان و تکاپو و تطور/ فقدان جمع‎اندیشی ـ جمع‎گرایی/ فقدان جنبه‎های راهبردی ـ عملیاتی ـ کاربردی/ فقدان خرق و خلع و خلق/ فقدان رویکردهای تنقیدی ـ تحلیلی ـ تبیینی ـ توضیحی ـ تحقیقی/ فقدان فرزانگی ـ فضیلت ـ فداکاری/ فقدان مبانی و مبادی فکری ـ علمی ـ عقلی ـ نظری ـ روشی/ فقدان مجموعه‎های پازلی ـ موزائیکی ـ مخلوطی/ فقدان موشکافی‎های علمی ـ پژوهشی/ فقدان نقد و نظریه‎پردازی/ فقدان نگاه‎های میان‎رشته‎ای ـ فرارشته‎ای/ فقدان ورزیدگی ـ پروردگی ـ سختگی ـ پختگی/ فقدان هدایت‎شدگی جریان‌های تبلیغی/ فقدان (نبود) و کم‎بود وگم‎بود اطلاعات/ فقدان هم‎کاری ـ هم‎جهتی ـ هم‎سویی میان حوزه‎های متفاوت تولید علم.
2ـ3ـ3ـ واژگان پیشوندی و پسوندی2
پیشوندها و پسوندهایی که علی‌رضا کمری از آن‌ها برای اظهار و ابراز رویکرد انتقادی خویش بسیار بهره گرفته و در آثار او بسامد چشمگیری دارند، عبارت‌اند از:
2ـ3ـ3ـ1ـ پیشوند «نا»
ناآزموده، ناآشنا، ناآشنایی، ناآموخته، نابردبار، نابسندگی، ناپایداری، ناپختگی، ناپسندیده، ناپیموده، ناپیوستگی، ناتوانی، ناخوشایند، نادرستی، نادیده، ناراستی، نارفته، ناروا، ناروندگی، ناشناخته، ناشنیده، ناکارآمدی، ناکاویده، ناکرده، ناگفته، نامشخص، نامطبوع، نامقبول، ناموجه، نانوشته، ناهمزبانی.
2ـ3ـ3ـ2ـ پیشوند «فرو»
فروبستن، فروبستگی، فروخزیدن، فروشدن، فروکاستن، فروگذارکردن، فرومانی.
2ـ3ـ3ـ3ـ پسوند «گرایی»
آرمان‌گرایی، ارزشی‌گرایی، اسطوره‌گرایی، امی‌گرایی، انبوه‌گرایی، اوهام‌گرایی، ایدئولوژیک‌گرایی، ایده‌آل‌گرایی، پندارگرایی، تبلیغ‌گرایی، ترجمه‌گرایی، تقدیرگرایی، جزمی‌گرایی، خاطره‌گرایی، خودگرایی، سطحی‌گرایی، شعارگرایی، روزمره‌گرایی، رویاگرایی، عوام‌گرایی، فردگرایی/ تفردگرایی، کمیت‌گرایی، گذشته‌گرایی، مدرک‌گرایی، مرکزگرایی، مطلق‌گرایی، مناسبت‌گرایی، نتیجه‌گرایی، نسبت‌گرایی، نظامی‌گرایی.
2ـ3ـ3ـ4ـ پسوند «نگری»
آرمان‌نگری، ارزشی‌نگری، اسطوره‌نگری، امی‌نگری، ایدئولوژیک‌نگری، ایده‌آل‌نگری، تبلیغی‌نگری، نتیجه‌نگری، تقدیرنگری، جزمی‌نگری، خاطره‌نگری، خودنگری، رویانگری، ساده‌نگری، سطحی‌نگری، سنت‌نگری، سیاسی‌نگری، عوام‌نگری، فردی‌نگری، کمیت‌نگری، گذشته‌نگری، محدودنگری،‌ مطلق‌نگری، مناسبت‌نگری.
2ـ3ـ3ـ5ـ پسوند «نیافتگی»
تجربه‌نیافتگی، تشخص‌نیافتگی، تعین‌نیافتگی، جریان‌نیافتگی، رشدنیافتگی، سازمان‌نیافتگی، سامان‌نیافتگی، شکل‌نیافتگی، کمال‌نیافتگی، نشوونمانیافتگی.
2ـ3ـ3ـ6ـ پسوند «زدگی»
آشوب‌زدگی، اکنون‌زدگی، تبلیغ‌زدگی، ترجمه‌زدگی، خاطره‌زدگی، خواب‌زدگی، داستان‌زدگی، رخوت‌زدگی، رسانه‌زدگی، روایت‌زدگی، سازمان‌زدگی، سیاست‌‌زدگی، شتاب‌زدگی، شعارزدگی، شوق‌زدگی، عادت‌زدگی، عوام‌زدگی، عهدزدگی، کنگره‌زدگی، مرکززدگی، مناسبت‌زدگی، واقعه‌زدگی، هیجان‌زدگی.
2ـ3ـ3ـ7ـ پسوند «نمایی»
بزرگ‌نمایی، بصیرت‌نمایی، خویشتن‌نمایی، دانایی‌نمایی، دیگرگون‌نمایی، فضل‌نمایی، کوچک‌نمایی، مسئله‌نمایی.
2ـ3ـ3ـ8ـ پسوند «گویی»
بزرگ‌گویی، بیراه‌گویی، خرافه‌گویی، درشت‌گویی، زیاده‌گویی، گزافه‌گویی.
2ـ3ـ3ـ9ـ پسوند «بافی»
انبوه‌بافی، پنداربافی، پیله‌بافی، توهم‌بافی، حکمت‌بافی،‌ خیال‌بافی، فضل‌بافی.
2ـ3ـ3ـ10ـ پسوند «بینی»
پنداربینی، تحریف‌بینی، توهم‌بینی، حال‌بینی، حقیر‌بینی، خودبینی، درشت‌بینی، سراب‌بینی، ضعیف‌بینی، قلب‌بینی، کم‌بینی، کوچک‌بینی، گزاف‌بینی، نازل‌بینی.
2ـ3ـ3ـ11ـ پسوند «ستیزی»
حقیقت‌ستیزی، خردستیزی، دانش‌ستیزی، روش‌ستیزی، عقل‌ستیزی، قاعده‌ستیزی، نظم‌ستیزی.
2ـ3ـ3ـ12ـ پسوند «اندیشی»
آرزو‌اندیشی،‌ بسته‌اندیشی، خاطره‎اندیشی، ساده‌اندیشی، سطحی‌اندیشی، عافیت‌اندیشی، مصلحت‌اندیشی، مناسبت‌اندیشی، منفعت‌اندیشی.
2ـ3ـ3ـ13ـ پسوند «سازی»
اسطوره‌سازی، پاک‌سازی، تاریخ‌سازی، خاطره‌سازی، روایت‌سازی، سندسازی، فضاسازی، کتاب‌سازی، مدرک‌سازی، مصاحبه‌سازی، همسان‌سازی، یکسان‌سازی.
2ـ3ـ4ـ ضمیر برگشتی یا مشترک «خود»
خودارباب‌پنداری، خوداستفتایی، خوداظهاری، خودبسندگی، (به) خودبودگی، خودبینی، خودپرستی، خودپهلوان‌انگاری، خودترمز نداشتن، خودحق‌انگاری، خودخدایگان‌پنداری، خودرأیی، خودراهنما/ خودراهنماپنداری، خودزنی، خودسانسوری، (به) خودسنجیدن، (در) خودشدگی، (در) خودشکستن، خودشهرعلم‌انگاری، خودشیفتگی، (به) خودعاشقی، خودعلامه‌پنداری، خودفحشاگری، خودفریبی، خودگرایی، (با) خودگویی، خودمحوری، خودمداری، خودمرجع‌پنداری، خودمصاحبه‌گری، خودمصون‌داری، خودمعصوم‌پنداری، خودنگری، خودنمایی،‌ خودنمودگی، خودواعظ‌شماری، (به) خودوانهادگی، خودیگانه‌دیدن. 2ـ3ـ5ـ واژگان ابداعی
چهارمین دسته از واژگانی که رویکرد انتقادی علی‌رضا کمری را بسیار آشکار می‌کنند، واژه‌ها ـ یا بهتر است بگویم اصطلاحات و تعابیر ـ ابداعی اوست که ذیلاً آن‌ها را برشمارم:
اعوجاج فهم، لات و عزی را قبله‌گاه حاجات و آمال گرفتن/ از رانت مصونیت قرب و شهرت بهره‌مندشدن/ از سطوت وساوس شیطانی و غلبه‌ی آواهای گوساله‌ی سامری به تیه تحیر دچارشدن/ از سوراخ خیال تفرد و توهم به دانایی گزیده‌شدن/ اظهارات مشعشعانه/ التماسِ نگاه/ بایگانی‌های خاموشی و فراموشی/ بی‌خطرکردن خاطرات/ پاستوریزاسیون خاطره/ پناه‌جستن در امن غفلت دیگران/ پندارگرایی شورمندانه/ پوشش حصانتی ـ حضانتی کشیدن دور چیزی/ تشخیص من عندی/ جایزه‌بازی/ جشن برقع‌گشایی کتاب/ جشن بزرگ‌نداشت/ جشن پاتختی کتاب/ جشن تولد کتاب/ جشن روکم‌کنی ـ خودنمایی/ جلسه‌بازی/ جنگ‌پژوهی گریزی دانشگاه‌ها/ جنون جدی‌گرفتن خود/ حجاب کارهای انجام‎شده/ حیات نباتی نهادها/ خاطره صاف‌کنی/ خاک‎خورد ایام/ خواب زمستانی/ خود‌ارباب‌پنداری/ خودپهلوان‌انگاری/ خودترمزنداشتن/ خود‌خدایگان‌پنداری/ خود‌شهرعلم‌پنداری/ خودعلامه‌پنداری/ خودمصاحبه‌گری/ خود‌مصون‌پنداری/ خود‌معصوم‌پنداری/ خودواعظ‌شماری/ دانشگاه‌گریزی مطالعات جنگ/ درک انگشتوانه‌ای/ دکان‌ عطاری در دباغ‌خانه بازکردن/ رمی جهل/ ریختار شاعرانگی/ سلیمانی‌ تکیه‌کرده بر عصا/ سودای گوهر در بازار مهره‌فروشان‌کردن/ ظلمت روشنفکری/ عاجزان مقدس/ عروس پرده‌نشین نبودن و شاهدبازاری بودن/ فضاهای بولوتوسی/ فضل مقتبس/ ققنوس پژوهش/ گالینگورهای دروغ/ کنگره‌بازی/ گران‌جانی ـ سخت‌جانی ـ بسته‌اندیشی متولیان/ گزاره‌های بی‌خاصیت/ گفتمان دسته بیلی/ متفرق‌الجزایری به نام نهادهای جنگ/ مدیران قرارگاهی/ مدیران نشسته/ مقاله‌های پلاستیکی/ مقاله‌های تعاونی/ ملوک‌الطوایفی نهادهای جنگ/ ناپذیر سخنان (به جای عنودان)/ نویسندگان بنویسنده/ نویسندگان دست‌مشغول و دل‌مشغول و پای در گِل/ همایش‌بازی.
2ـ4ـ بازجست واژگانی به‌منظور شناسایی مهم‌ترین راه‌کارهای پیشنهادی در آثار علی‌رضا کمری
عمده‌ترین واژه‌هایی که بازنمای راه‌کارهایی هستند که علی‌رضا کمری در آثارش بارها بر آن‌ها تأکید و تصریح کرده، به ترتیب «بسامد» و «تنوع» ترکیبات عبارت‌اند از:
2ـ4ـ1ـ پژوهش
یکی از پربسامدترین واژه‌های علی‌رضا کمری در مقام راه‌کار، واژه‌ی «پژوهش» است که وی این واژه را به‌مدد ترکیب آن با موضوعات مطالعاتی متعدد، در اشکال متفاوت به کار برده است:
آفت‌پژوهی، آینده‌پژوهی، ادب‌پژوهی، ادبیات‌پژوهی، انقلاب‌پژوهی، بایسته‌پژوهی، پای‌پوش‌پژوهی، پرچم‌پژوهی، پیامدپژوهی،‌ پیشینه‌پژوهی، تاریخ‌پژوهی، تئاترپژوهی، تصحیح‌پژوهی، تن‌پوش‌پژوهی، جنگ‌پژوهی، خاطره‌پژوهی، خلأپژوهی، دانش‌پژوهی، دستورپژوهی، رفتارپژوهی، روایت‌پژوهی، روش‌پژوهی، زبان‌پژوهی، سانسورپژوهی، سربندپژوهی، سرپوش‌پژوهی، سرگذشت‌پژوهی، سلاح‌پژوهی، سندپژوهی، سوانح‌پژوهی، سیاست‌پژوهی، شاکله‌پژوهی، عاشوراپژوهی، عاقبت‌پژوهی، غایت پژوهی، فرآیندپژوهی، فرهنگ‌پژوهی، قرینه‌پژوهی، کتاب‌پژوهی، ماهیت‌پژوهی،‌ محورپژوهی، مخاطب‌پژوهی، مزارپژوهی، مسئله‌پژوهی، مستندپژوهی، معیارپژوهی، منشأپژوهی، موضوع‌پژوهی، نمایه‌‌پژوهی، نیازپژوهی، هدف‌پژوهی.
2ـ4ـ2ـ مسئله
پس از «پژوهش»، واژه‌ی بعدی که وی در آثار مکتوب و شفاهی خود به‌عنوان یکی از راه‌کارهای مهم به آن اشاره کرده و دارای بسامد و تنوع چشمگیری است، واژه‌ی «مسئله» است:
مسئله‌آگاهی، مسئله‌آموزی، مسئله‌اندیشی، مسئله‌باوری، مسئله‌بنیادی، مسئله‌بینی، مسئله‌پردازی، مسئله‌پژوهی، مسئله‌پویی، مسئله‌جویی، مسئله‌خواهی، مسئله‌داری، مسئله‌دانی، مسئله‌دوستی، مسئله‌رسانی، مسئله‌سازی، مسئله‌سنجی، مسئله‌شدگی، مسئله‌شناسایی، مسئله‌کاوی، مسئله‌گرایی، مسئله‌گویی، مسئله‌محوری، مسئله‌مندی، مسئله‌نگری، مسئله‌نمایی، مسئله‌نویسی، مسئله‌ورزی، مسئله‌یابی.
2ـ4ـ3ـ روش
در کنار «پژوهش» و «مسئله»، واژه‌ی «روش» از دیگر واژه‌های پربسامد و متنوع اوست که وی در مقام راه‌کار بر آن بسیار تأکید ورزیده است:
روش‌آگاهی، روش‌پژوهی، روش‌جویی، روش‌دانی، روش‌سنجی، روش‌شناسی، روش‌گرایی، روش‌محوری، روش‌مداری، روش‌مندی، روش‌نامه (روش‌نامه‌ی بازآفرینی خاطرات/ روش‌نامه‌ی تألیف کتاب/ روش‌نامه‌ی تدوین‌ خاطرات/ روش‌نامه‌ی تصحیح و تنقیح و ویرایش نسخه‌های دست‌نوشت/ روش‌نامه‌ی چاپ و انتشار کتاب/ روش‌نامه‌ی چکیده‌نویسی/ روش‌نامه‌ی خاطره‌گیری/ روش‌نامه‌ی زندگی‌نامه‌نویسی/ روش‌نامه‌ی فرهنگ‌نامه‌نویسی اصطلاحات و تعابیر/ روش‌نامه‌ی گردآوری خاطرات/ روش‌نامه‌ی مأخذنویسی/ روش‌نامه‌ی مستندنویسی/ روش‌نامه‌ی مصاحبه/ روش‌نامه‌ی نظارت بر نشر کتاب/ روش‌نامه‌ی ویرایش خاطرات)، روش‌نگری، روش‌یابی.
2ـ4ـ4ـ خرد
از دیگر واژه‌هایی که علی‌رضا کمری، راه‌کاری برای برون‌رفت از تنگناها و بن‌بست‌هایی می‌داند ـ که در معرفی رویکرد انتقادی وی به آن‌ها اشاره کردم ـ واژه‌ی خرد (و واژه‌ی نزدیک به آن یعنی دانش) است:
خرد/ دانش‌آفرینی، خرد/ دانش‌آموز (ی، ان)، خرد/ دانش‌اندوز (ی، ان، انه)، خرد/ دانش‌پژوه (ی، ان، انه)، خرد/ دانش‌جو (یی، یان، یانه)، خرد/ دانش‌دوست (ی، ان، انه)، خرد/ دانش‌فزایی (یانه)، خرد/ دانش‌گرا (یی، یان، یانه)، خردمردانه، خرد/ دانش‌مند (ی، ان، انه)، خرد/ دانش‌ورز (ی، ان، انه)، دانش‌ور (ی، ان، انه).
2ـ4ـ5ـ ضمیر برگشتی یا مشترک «خود»
از دیگر واژه‌های بازنمای راه‌کار در آثار علی‌رضا کمری که بسیار بسامد چشمگیری دارد، واژه‌ی «خود» است: خودآگاهی، خوداتکایی، خودانگیختگی، خودباوری، خودبسندگی، خودبنیادی، خودجوشی، خودجویی، خودشناختگی/ خودشناسی/ خویشتن‌شناسی، خودیابی/ خویشتن‌یابی، خودیافتگی، خودکاری، خودکاوی.
2ـ4ـ6ـ پسوندها و پیشوندها
در این دسته، واژه‌هایی که بیانگر راه‌کارهای علی‌رضا کمری هستند، عبارت‌اند از:
2ـ4ـ6ـ1ـ پسوند «دهی»
ارزش‌دهی، امکان‌دهی، بازدهی، بهره‌دهی، جهت‌دهی، سازمان‌دهی، سامان‌دهی، سوق‌دهی، سمت‌وسو‌دهی، نظم‌دهی.
2ـ4ـ6ـ2ـ پسوند «بخشی»
ارزش‌بخشی، اصالت‌بخشی، اعتباربخشی، امکان‌بخشی، اهمیت‌بخشی، جهت‌بخشی، حیات‌بخشی، دلالت‌بخشی، سازمان‌بخشی، سامان‌بخشی، شأن‌بخشی، شکل‌بخشی، عینیت‌بخشی، نظم‌بخشی.
2ـ4ـ6ـ3ـ پسوند «یابی»
آگاهی‌یابی، ارزش‌یابی، استیلایابی، اطلاع‌یابی، بازیابی، بهره‌یابی،‌ پاسخ‌یابی، پیشینه‌یابی، تمرکزیابی، جریان‌یابی، حقیقت‌یابی، خاطره‌یابی، خبریابی، خردیابی، خودیابی، خویشتن‌یابی، دانش‌یابی، دست‌یابی، راه‌یابی، ردیابی، روایت‌یابی، روش‌یابی، سندیابی، سوال (پرسش)یابی، شیوه‌یابی، عنوان‌یابی،‌ مأخذیابی، مرجع‌یابی، مسئله‌یابی، معرفت‌یابی، معنایابی، موضوع‌یابی، نظریه‌یابی، نکته‌یابی، نیرویابی.
2ـ4ـ6ـ4ـ پسوند «اندیشی»
آزاداندیشی، آینده‌اندیشی، بستراندیشی، خیال‎اندیشی، دوراندیشی، ژرف‌اندیشی، عاقبت‌اندیشی، غایت‌اندیشی، فرااندیشی، فرهنگ‌اندیشی، مسئله‌اندیشی، نواندیشی، هم‌اندیشی.
2ـ4ـ6ـ5ـ پسوند «بینی»
بازبینی، تاریخ‌بینی، حقیقت‌بینی، درست‌بینی، دوربینی، ریزبینی، ژرف‌بینی، مسئله‌بینی، نکته‌بینی، واقع‌بینی.
2ـ4ـ6ـ6ـ پسوند «سازی»
آشناسازی، آگاه‌سازی، آماده‌سازی، اندیشه‌سازی، بازسازی، بسترسازی، جامع‌سازی، زمینه‌سازی، فراهم‌سازی، فربه‌سازی، فرهنگ‌سازی، فهرست‌سازی، گویاسازی، مخاطب‌سازی،‌ مسئله‌سازی، مستندسازی، مرجع‌سازی، معرفه‌سازی، معناسازی، منبع‌سازی،‌ نمایه‌سازی، نیازسازی، نیروسازی.
2ـ4ـ6ـ7ـ پسوند «جویی»
اعتدال‌جویی، پی‌جویی، حقیقت‌جویی، خردجویی، خودجویی، کمال‌جویی، مسئله‌جویی، معرفت‌جویی.
2ـ4ـ6ـ8ـ پسوند «مندی»
اراده‌مندی، ارزش‌مندی، اصل‌مندی، باورمندی، بسترمندی، تاریخ‌مندی،‌ حیات‌مندی، خردمندی، دغدغه‌مندی، روش‌مندی، سامان‌مندی، غایت‌مندی، فرهنگ‌مندی، قاعده‌مندی، قانون‌مندی، مسئله‌مندی،‌ نظام‌مندی، هدف‌مندی،‌ هوش‌مندی. 2ـ4ـ6ـ9ـ پیشوند «باز»
بازآفرینی، بازارزیابی، بازافزایی، بازبررسی، بازبینی، بازپردازی، بازپروری، بازپژوهی، بازپیرایی، بازتحقیق، بازتعریف، بازتولید، بازجست، بازخوانی، بازدید، بازروایی، بازسازی، بازشکافی، بازشناخت، بازشناسی، بازکاوی، بازگفت، بازمطالعه، بازنگاری، بازنگری، بازنمایی، بازنوشت، بازیافت/ بازیابی.
2ـ4ـ6ـ10ـ پیشوند «نا»
ناآزموده‌ها، ناآموخته‌ها، ناپیموده‌ها، نادیده‌ها، نارفته‌ها، ناشناخته‌ها، ناشنیده‌ها، ناکاویده‌ها، ناگفته‌ها.
2ـ4ـ6ـ11ـ پیشوند «نو»
نوآمدگان، نوآموزی، نوآوری، نواندیشی، نوپدید، نوپردازش، نوجویی، نوزایی، نویافت.
2ـ4ـ6ـ12ـ پیشوند «هم»
هم‌افزایی، هم‌اندیشی، هم‌بستگی، هم‌بودگی، هم‌پرسگی، هم‌پوشانی، هم‌پیوندی،‌ هم‌پویگی، هم‌جهتی،‌ هم‌دلی، هم‌ذهنی، هم‌راهی، هم‌سانی، هم‌سخنی، هم‌سویگی، هم‌شأنی، هم‌فکری، هم‌کاری.
2ـ4ـ7ـ گروه‌واژگان مسجع
افزون بر آن‌چه گفته شد، به گروه‌واژگان علی‌رضا کمری نیز اشاره باید کرد، که هم ناظر بر تمایل او به واژه‌چینی‌های سجع‌گونه یا هم‌آوا هستند، هم به راه‌کارهای او اشاره دارند:
آشنایی با روش‌ها و شیوه‌های نوپدید/ استقبال از روش‌های تطبیقی ـ تنقیدی/ اهتمام به ابتنا و ایجاد و ابقا و استقرار/ اهتمام به تعریف، تبیین، تفسیر، تحلیل، توضیح و تأویل تولیدات فکری/ اهتمام به تعمق و تفحص/ اهتمام به تفکر، تأمل، تدبر/ ایجاد تحول، تحرک، تهور در مراکز و نهادها/ پالایش و ویرایش و پیرایش اطلاعات/ تشکیک و تردید به بدیهیات و مشهورات/ تشکیک و تردید به مفروضات و مسلمات/ تعریف هدف ـ ترسیم افق ـ تعیین معیار/ تمرکز بر مبانی شناختی ـ روشی/ ثبت و ضبط اطلاعات/ دسته‌بندی و رتبه‌بندی اطلاعات/ روی‌آوری به تصحیح و تنقیح و تنزیه اطلاعات/ ضرورت افزایش تخصص و تعهد در نهادهای تحقیقی ـ پژوهشی ـ دانشگاهی/ ضرورت تجمیع و تقریب مش و روش نهادهای تبلیغی ـ ترویجی/ ضرورت تدوین و تدقیق اطلاعات/ ضرورت توافق، تفاهم و تعامل مراکز و نهادهای فرهنگی/ کاربست رهیافت‌ها و راه‌کارها و رویکردهای جدید/ گردآوری و سامان‌دهی اطلاعات/ هدایت و حمایت و نظارت و اطلاعات.
2ـ4ـ8ـ واژگان ابداعی
در این دسته، واژگان ـ یا بهتر است بگویم اصطلاحات و تعابیر ـ ابداعی علی‌رضا کمری را برخواهم شمرد که در عین حال بیانگر راه‌کارهای اوست:
اخوان‎الصفای جنگ، ارج‌نهادن به سخنگاه (تریبون) پژوهش، بازجست گم‌گوشه‌ها (به جای زوایا و خبایا) در پژوهش، بسته‌دل و دل‌بسته‌ی پژوهش بودن، تهیه‌ی بحارالانوار جنگ (کارنامه‌ی مجموعه‌ی اسناد و مدارک و شواهد و اطلاعات و تولیدات جنگ)، تهیه‌ی من لایحضر جنگ، داشتن عقبه‌ی اطمینان در پژوهش، رگ‌زنی نویسی، ضرورت دانایی و درایت و دل‌نمودگی در پژوهش، ضرورت درک و درد و دانایی ـ رادی و مردی در پژوهش، ضرورت دل‌گرایی و دل‌سپردگی در پژوهش به جای دل‌گریزی و دل‌گرفتگی از آن، عامل تقریب بین‌البحرینی بودن (تقریب نهادهای جنگ و دانشگاه)، قهرمان عبور من الظلمات الی النورشدن در پژوهش.
2ـ5ـ بازجست واژگانی به منظور شناسایی مهم‌ترین مخاطبان در آثار علی‌رضا کمری
با مروری بر آثار علی‌رضا کمری، مهم‌ترین مخاطبانی که بازشناخته‌ام، عبارت‌اند از:
برنامه‌ریزان/ پای‌کاران و ورزندگان و متولیان تولید، نشر و توزیع آثار/ پژوهشگران/ تاریخ‌شفاهی کاران/ تدوین‌گران/ تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان/ خاطره‌نویسان/ دارندگان و ورزندگان و پردازندگان و موزّعان اطلاعات/ دانشجویان/ دانشگاهیان/ سیاست‌گذاران/ صاحبان آثار/ صاحبان خاطرات/ قلم‌گردانان و قلم‌گزاران/ کتاب‌مقیمان و کتاب‌ورزان و کتاب‌پژوهان و کتاب‌گران و کتاب‌سازان و کتاب‎شناسان و کتاب‌جویان/ گردآورندگان، بازآفرینان، مدوّنان، مصححان، ویراستاران و ناشران خاطرات و روایت و اسناد/ متولیان نهادها و مراکز و موسسات تبلیغی ـ ترویجی/ متولیان نهادها و مراکز و موسسات تراثی ـ تبلیغی/ متولیان نهادها و مراکز و موسسات علمی، مطالعاتی، تحقیقاتی، پژوهشی/ متولیان نهادها و مراکز و موسسات فرهنگی/ متولیان نهادها و مراکز و موسسات یادبودی ـ یادکردی ـ یادمانی/ مجریان/ مصاحبه‌گران/ منتقدان/ مورخان/ نویسندگان.
3ـ گونه‌شناسی واژه‌آرایی در آثار علی‌رضا کمری
با مروری بر مجموع شفاهیات و مکتوبات علی‌رضا کمری هفت نوع گرایش عمده در واژه‌آرایی وی بازشناخته‌ام که عبارت‌اند از:
3ـ1ـ واژه‌آرایی با کاربرد سجع
استیلا و استعلا، اِشکال و اصلاح، اعتنا و احترام، اقبال و اعتنا، الزام و اکراه، املا و القا، بینش و دانش، پالایش و پیرایش، پایندگی و پویندگی، پسندها و پنداشته‌ها، پراکندگی و پاشانی، پیشینه و پشتوانه، پیوسته و پیگیر، پیوند و پیوست، تأثیر و تعیین، تبحر و توانایی، تجربه و تشخیص، تذکار و توجه، تصحیح و تحقیق، تصور و تشبه، تعامل و تلاقی، تعرض و تعنّت، تعمیم و تغلیب، تغییر و تکانش، تفسیر و تأویل، تقلید و تواتر، تقلیل و تحریف، تکرار و تشابه، تلاش و توجه، تماشا و مماشات، توان و تشخیص، حاوی و حامل، حرف و حدیث، حضانتی ـ حصانتی، خلق و خرق و خلع، خیزش و پویش، دریغ و درنگ، ذهن و زبان، رکورد و رخوت، رهیافت و رویکرد، زیسته و اندیشیده، ستیز و آویز، سلخ و مسخ، طرز و طریق، ظهور و بروز، عرضه و ارزانی، عرضه و اظهار، عسر و حرج، غربت و غیبت، غنا و قداست، فقد و فقر و فاقه، قویم و قدیم، کاستی‌ و ناراستی، کُشته و کِشته، گم‌بود و کم‌بود، متأثر و معطوف، متصف و منتسب، متصور و ممکن، متقن و مصرح، متقن و موجه، محدود و منعطف، مراء و منظر، مستغنی و مستقل، مستمر و مستقر، مشغول و مشتغل، مشهودات و مسموعات، معصوم و مصون، معطوف و منحصر، معین و مجسد، مغفول و مجهول و مجعول، مفهوم و منطوق، ملاحظات و محذورات، ملال و ملامت، منبعث و متأثر، منکر و مُشکک، موازین و معیار، موجود و مشهود، نکته و نادره، هموند و پی‌آیند.
3ـ2ـ واژه‌آرایی با کاربرد دو مترادف فارسی و عربی در کنار هم
اخفاها و نابودشده‌ها، انکار و خوارداشت، تبحر و توانایی، تکرار و بازگفت، صیانت و سلامت، محادثه و همپرسگی، مراعات و نظرداشت، موجه و پذیرفتنی، همپوشان و جامع.
3ـ3ـ واژه‌آرایی با کاربرد دو مترادف فارسی در کنار هم
ادب‌آمیخته و ادب‌آگین، برآمده و برشده، دستیاب و فراهم، ژرفاساخت و بنلاد، شایانی و سزاواری، گیر و گرفتاری.
3ـ4ـ واژه‌آرایی با کاربرد دو مترادف عربی در کنار هم
اقتباس و انتحال، تذکار و توجه، تسکین و تسلا، جد و جهد، ذیل و ظل، طوع و رغبت، مراء و منظر، مراتب و منازل، محتوی و مندرج، مندرج و منعکس، مندمج و منبعث، منوط و متکی.
3ـ5ـ واژه‌آرایی با کاربرد ترکیبات عربی
بعاجل الحال، حسب قاعده‌ی رجحان الوجود علی‌العدم، رأی‌العین، ضرورت بالاانکار، علی‌الاطلاق، علی‌العجاله، فأما، فی‌الواقع، کانّه، ما وضع‌له، محتملاً، مع الوصف، من عندی، نفس‌الامری، یحتمل.
3ـ6ـ واژه‌آرایی با کاربرد افعال مرکب
آشکار می‌تواند شد، امکان‌پذیر می‌تواند شد، سزاوار و شناسای ثبت و اندراج می‌سازد، شایان درنگ است، شایسته تذکار است، فراپیش می‌آورد، فرایاد باید داشت، مضاعف تواند شد.
3ـ7ـ واژه‌آرایی با کاربرد ترکیبات برساخته‌ یا ابداعی
اثربودگی، اثرزاد، اثرنشان، باورآژیده، باورسرشته، بایدمحور، بررسندگان، بسته‌اندیشی، بوده‌های حافظه، پژوهانه، تازه‌گامان، تازه‌یاب، تبرزیافتگی، دست‌مشغولان، دگرگشت‌های ذهن، دل‌داشته، روایت‌نشانه، ریامرگی، ژرفاساخت، جبهه‌رفتگان، جنگ‌آزمودگان، جنگ‌دیدگان، جنگ‌رفته‌ها و نبردکرده‌ها، جنگ‌کردگان، جنگ‌ناآزموده و ناشنیده و ناکرده، چگونه‌بود، سخت‌جانی، سخن‌خاطره، سنجه‌شناسه، سوگ‌سروده، سوگ‌مویه، سویه‌نگاه، غم‌غربتانه، قلم‎انداز، قلم‎گزاران، قلم‌گردانان، قلم‌گشت، قلم‌نوشت، کارنادیدگان، کتاب‌پژوه، کتاب‌پو، کتاب‌دان، کتاب‌کار، کتاب‌کاغذ، کتاب‌کلام، کتاب‌گرا، کتاب‌گفته، کتاب‌مقیم، کتاب‌ورز، گران‌جانی، گشتاگشت، گفتاورد، گفته‌های دربایست، مفرطانه، ناروندگی، نام‎آورد، نامُرده، نام‌مفهوم، نام‌یافتگی، هرروزینه، هیابانگ، یادگرشدگی، یادنوشت.
4ـ گونه‌شناسی واژه‌چینی در آثار علی‌رضا کمری
آن‌چه از نوع چینش واژه‌ها در مجموع آثار علی‌رضا کمری بازشناخته‌ام، بیانگر گرایش وی به جملات و عبارت‌پردازی‌های طولانی است. به نظر می‌رسد، اصرار وی به کاربرد علایم راهنما نظیر گیومه «»، پرانتز ()، قلابک []، خط تیره ـ و ممیز /، تلاش در جهت آسان‌خوان‌کردن متن برای خواننده باشد. در ذیل به چهار نمونه اشاره کرده‌ام که یک جمله در قالب یک پاراگراف3 آمده است:
• سیطره‌ی فرهنگ روایی و سنن شفاهی، تأثیرات کهن بنیاد (آشکار و پنهان) اخباری‌گری و اشعری‌مسلکی و تقدیرگرایی، جاذبه‌های نقل و روایت قوام‌یافته بر دل‌داشته‌های آرمانی و عاطفی (و تبرزیافتگی این خصلت در اسلوب زبانی و اندیشگی جاری و غالب)، موجب غربتِ عقل، نقد، درایت و ناکارآمدی ـ یا کم‌تأثیری ـ ره‌یافت‌ها و رویکردهای شناختی/ معرفتی در فضای تولید متن‌های مبتنی بر روایت و گزاره‌های روایی ـ از این نمط، خاطرات و افواهیات ـ شده است.
• در قلمرو شناخت و نظریه‌پردازی، توضیح واژگان و اصطلاحاتِ پایه در خاطره‌شناسی و تاریخ شفاهی ـ به‌رغم کثرت گفتارها در این زمینه ـ موضوعیت و ضرورت دارد و هم بدین دلیل بنای این مقال بر آن است که ـ ولو به تکرار و بازگفت نوشته‌ها و گفته‌های پیش‌بوده‌ی گزارنده ـ به تعریف و بازشناخت مفردات «خاطره»، «تاریخ/ تاریخ شفاهی» و کیفیت ارتباط و تشابه و تفاوت میان آن‌ها بپردازد و در حد امکان و مجال صورت مسئله را از سوءبرداشت‌های موجود بپیراید و در مقام عمل همچنان لزوم جهد جدی برای تحقق تقریب میان صاحبان‌نظر و منتقدان و کوشندگان و نهادهای عامل در تولید و نشر خاطرات جنگ و دفاع مقدس ـ و چگونگی رسش و ارتقا به تاریخ شفاهی از خاطره‌نگاری ـ را توضیح دهد.
• علی‌العجاله ـ با عنایت به وضع مشهود و موجود ـ در سیر خاطره‌یابی و خاطره‌گیری و مصاحبه و تدوین و نشر هر قدر که «صاف‌کاری» و «فیلترینگ» در خاطره‌گفته‌ها و خاطره‌نوشته‌ها، فارغ از ملاحظات و سلایق غیرضرور و من‌عندی و مخرب، متوجه اکتشاف و به تماشاگذاردن «من بی‌رتوش» صاحب‌خاطره در مواجهه و تعامل او با جهان باورهای درونی و عالم عین بیرونی و پیرامونی‌اش باشد، مقدمات تحقق این مرحله‌ی گذار فراهم شده است.
• طرفه‌تر این‌که زبان روایت، دل‌آویختگی و پیوستگی اندیشه ـ حتی به خاطره و دنیای گسترده‌ی خاطرات، فراتر از افواهیات و ادب عام و پذیرش همگانی ـ و به وجود و ظهور رساندن جمهوریت ادبی/ ادبیات جنگ/ دفاع مقدس در خاطره‌گویی، خاطره‌نویسی، خاطره‌شنوی، خاطره‌خوانی، خاطره‌خواهی، خاطره‌اندیشی و ... بر شکل‌گیری و پویش سامانه‌ها (نهادها، مجموعه‌ها، تشکل‌های دولتی و غیردولتی) و فرآورده‌ها و پژوهانه‌های مربوط به نهادهای مطالعاتی علمی/ دانشگاهی، تأثیر و جهت‌دهندگی تام داشته و گذاشته است.
5ـ معرفی مانیفست پژوهشی علی‌رضا کمری
به‌منظور معرفی این مانیفست ـ که استنباط و استحصال من از مجموعه‎ی واژه‎سازی‎ها، واژه‎یابی‎ها، واژه‎گزینی‎ها و واژه‎چینی‎های موجود در آثار علی‎رضا کمری است ـ آن را به پنج بخش به شرح زیر تقسیم کرده‌ام:
5ـ1ـ چرایی اهمیت پژوهش جنگ
5ـ1ـ1ـ ارتباط تنگاتنگ جنگ با مجموعه‌ی مسائل و موضوعات جامعه،
5ـ1ـ2ـ منوط‌بودن ادراک ذخیره‌ی جهانی معرفت نظری و تجربی در علوم متفاوت (از جمله علوم اجتماعی) به فهم عمیق وضعیت اجتماعی جنگ،
5ـ1ـ3ـ ابتنا و بازتاب بسیاری از عناصر فرهنگی جامعه در آثار تاریخی و ادبی جنگ،
5ـ1ـ4ـ مشروط‌بودن توسعه‌ی علوم تاریخی ـ اجتماعی جنگ به توسعه‌ی مطالعات و پژوهش‌های جنگ که خود پیش‎درآمد توسعه‌ی علمی کشور محسوب می‌شود،
5ـ1ـ5ـ متأثرشدن تفکر اجتماعی یا تفکر و اندیشه در قلمرو پدیده‌های اجتماعی ـ فرهنگی و تاریخی از سرشت جنگ،
5ـ1ـ6ـ کاهش‎پذیربودن مطالعات و پژوهش‌های جنگ (به‌ویژه در قالب نظریه‌پردازی دقیق) به معیارهای فرهنگی جامعه که این خود موجب می‎شود کاوش درباره‌ی جنگ بیانگر محتوای فرهنگی جامعه و ارزش‌های آشکار و نهان آن باشد،
5ـ1ـ7ـ رواج‎دادن شک سازمان‌یافته درباره‌ی ذهنیت فرهنگی ـ اجتماعی یک جامعه‌ی جنگ‌آزموده و جنگ‌آشنا به مدد مطالعات و پژوهش‎های جنگ.
5ـ2ـ پیش‌نیازهای پژوهش جنگ
5ـ2ـ1ـ مشروط‌بودن رشد علمی در پژوهش‌های جنگ به آگاهی (به) و کاربست روش و نظریه،
5ـ2ـ2ـ دست‌یابی به نگرش روش‌شناختی و بینش نظری مناسب برای بررسی درست مسئله در پژوهش جنگ،
5ـ2ـ3ـ وقوف به ضرورت تمایز روش‌شناختی مطالعات جنگ و در نتیجه، معرفت علمی به جنگ که چشم‌پوشی از آن، پیوند درونی مطالعات جنگ با منظومه‌ی فرهنگی ـ اجتماعی جامعه را نامکشوف می‌گذارد، 5ـ2ـ4ـ توجه (به) و تمرکز بر مسائل اساسی تاریخی ـ اجتماعی جامعه‌ی ایران،
5ـ2ـ5ـ بازشناسی دقیق نیازهای فرهنگی ـ اجتماعی جامعه‌ی ایران،
5ـ2ـ6ـ توجه به شیوه‌ها و سبک‎های زندگی افراد در جامعه که اندیشه‌های روش‌شناسانه در پژوهش (از جمله پژوهش جنگ) را خواه‌ناخواه از خود متأثر می‌کنند،
5ـ2ـ7ـ تأکید بر ریشه‌های درونی و فرهنگی در توسعه‌ی پژوهش و مطالعات علمی جنگ و توجه به عوامل کلی فرهنگی ـ اجتماعی،
5ـ2ـ8ـ به‌هم‌ پیوستگی یا درهم تنیدگی تجربه‌ی جنگ (که از مقوله‌ی امور واقعی است) با نظریه (که از مقوله‌ی آرمان‌ها و ارزش‌ها با ویژگی اتوپیک یا ناکجاآبادی است یا به عبارت دیگر، بیانگر تصور آرمانی از واقعیت‌هاست).
5ـ3ـ نشانه‌های تحقق تام و تمام پژوهش جنگ
5ـ3ـ1ـ فراهم‌آمدن زمینه‌ی مناسب برای رشد و گسترش بینش یا بصیرت جامعه‌شناختی به جنگ که این زمینه‌سازی خود ناشی از استحصال دستاوردهای جنگ است، نه صرفاً تأکید بر پرشماربودن دستاوردهای آن، 5ـ3ـ2ـ نائل‌آمدن به فهم سرنوشت تاریخی جامعه‌ی ایرانی و طرح درست مسائل و نیازها،
5ـ3ـ3ـ بازشناسی دقیق عبورگاه‌های حساس تاریخی،
5ـ3ـ4ـ ایجاد تناظر و همسویی میان ارزش‌های فرهنگی و قواعد و هنجارهای روش‌شناختی پژوهش جنگ، 5ـ3ـ5ـ گسترش عقلانیت درباره‌ی جنگ به‌تَبَع تأثیرپذیری پژوهش جنگ از مقتضیات فرهنگی ـ اجتماعی موجود در هر دوره،
5ـ3ـ6ـ تبدیل‌شدن هنجارها و ارزش‌های جنگ به قواعد و دستورالعمل‌های قابل آموزش که نتیجه‌ی آن تبدیل‌شدن جنگ به مجموعه‌ای از فنون، ارزش‌ها، دانسته‌ها و نظریات و در نتیجه، شکل‌گیری علم جنگ و نهادینه‌شدن آن است،
5ـ3ـ7ـ تبدیل‌شدن پژوهش جنگ به جریانی مستمر و فراگیر که نشانه‌های آن عبارت‌ است از:
5ـ3ـ7ـ1ـ تأثیرپذیری آشکار پژوهش جنگ از فرهنگ عمومی و ساختار اجتماعی،
5ـ3ـ7ـ2ـ تحقق اهداف پیش‌بینی‌شده‌ی پژوهش جنگ از طریق دگردیسی یا انتقال معانی به حوزه‌های دیگر، 5ـ3ـ7ـ3ـ گسترش نهادهای متفاوتِ مرتبط با پژوهش جنگ (نظیر پیدایی و رشد نهادهای علمی)،
5ـ3ـ7ـ4ـ تثبیت‌شدن پژوهش جنگ به‎صورت نهادی اجتماعی یا پدیده‌ای خودسامان و مستقل که براساس ایده‌ها، افکار، روش‌ها و منطق درونی خویش رشد و توسعه می‌یابد،
5ـ3ـ8ـ تقریب یا نزدیکی حوزه‌های متعدد علم به حوزه‌ی پژوهش و مطالعات علمی جنگ که نشانه‌های آن عبارت است از:
5ـ3ـ8ـ1ـ وسعت‌یافتن تجربه‌ی اجتماعی پای‌کاران و متولیان پژوهش جنگ به موازات توسعه‌ی ساختار اجتماعی جامعه،
5ـ3ـ8ـ2ـ وقوف سیاست‌گذاران پژوهش جنگ به ضرورت تنوع اجتماعی پژوهشگران جنگ و تعارف یا شناخت متقابل آن‌ها،
5ـ3ـ8ـ3ـ آمادگی متولیان پژوهش جنگ برای رویارویی پژوهشگران حوزه‌های متعدد علم با پژوهشگران حوزه‌ی جنگ،
5ـ3ـ8ـ4ـ کمک‌خواهی متولیان پژوهش جنگ از صاحب‌نظران حوزه‌های متعدد علم برای ارزیابی و اعتبارسنجی تجربه‌های اجتماعی جنگ و نیز تولیدات پژوهشی جنگ،
5ـ3ـ8ـ5ـ استقبال متولیان پژوهش جنگ از مطالعه‌ی جنگ در چارچوب‌های مفهومی و نظریه‌های متعدد علمی که جنگ را از حالت «امر خاص» به امر عام تبدیل می‌کند،
5ـ3ـ8ـ6ـ اغتنام فرصت متولیان پژوهش جنگ از ارزیابی واقعیت جنگ در حوزه‌های علمی که بیانگر ارجاع آن‌ها به امر عام و پیوند امر واقعی با امر آرمانی است، نه نفی یا مستهلک‌شدن در امر عام.
5ـ4ـ موانع فراروی پژوهش جنگ و تبعات آن
5ـ4ـ1ـ پایگاه‌های سیاست‌زده و عامیانه‌ی سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری درباره‌ی جنگ،
5ـ4ـ2ـ غفلت پایگاه‌های سه‌گانه‌ی فوق از پرداخت عمیق و تاریخی جنگ،
5ـ4ـ3ـ دورمانی مطالعات جنگ از رشد درونی و بومی یا عدم جذب آن به‎صورت یک پدیده‌ی بیرونی در ساختار معرفتی ـ فرهنگی جامعه‌ی بومی،
5ـ4ـ4ـ کاربرد غیرعلمی از ذخایر جهانی معرفت نظری و تجربی در مطالعات جنگ،
5ـ4ـ5ـ پرسش‌های بد طراحی‌شده درباره‌ی جنگ،
5ـ4ـ6ـ سازمان‌های اجرایی ناکارآمد،
5ـ4ـ7ـ فقدان فضای مبتنی بر عقلانیت اجتماعی ـ فرهنگی درباره‌ی جنگ که نتیجه‌ی آن، کاهش قدرت پژوهش‌ها و مطالعات علمی جنگ برای ایجاد نوزایی، بازسازی، تراکم و تغییر علمی است،
5ـ4ـ8ـ نهادینه‌نشدن و عدم استقلال پژوهش و مطالعات علمی جنگ و در نتیجه، دچارشدن آن به زوالِ تکرار و تشابه، تقلید و اقتباس، ترجمه و تحشیه، بازنویسی و رونویسی که خود بیانگر دگردیسی پژوهش جنگ به یک سنت علمی سترون است.
5ـ5ـ راه برون‌رفت از بن‌بست معرفتی درباره‌ی پژوهش جنگ
5ـ5ـ1ـ فهم ژرف و همه‌جانبه‌ی پدیده‌ی جنگ،
5ـ5ـ2ـ چالش‌پذیرکردن آثار جنگ و صاحبان آثار،
5ـ5ـ3ـ بهره‌گیری از انبوه آثار ادبی و تاریخی درباره‌ی جنگ ـ که به‌مثابه منابع داده‌ها و اطلاعات تاریخی‌اند ـ به‌منظور فهم نگرانی‌ها، پسندها، گرایش‌ها، جهان‌بینی‌ها، ارزش‌ها و رفتارهای جامعه،
5ـ5ـ4ـ فراتررفتن از مرحله‌ی توجیه (که لازمه‌ی آن مددگیری از هنجارهای عام‌گرایانه‌ی تفکر و اندیشه‌ی علمی است) و حرکت به سوی مرحله‌ی کشف (که متضمن مسئله‌یابی، فرضیه‌سازی و گاه مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی از نظرها و تصورات جزئی، علایق اجتماعی و نظام ارزشی و هنجارهای موجود است)،
5ـ5ـ5ـ تحلیل دقیق فرآیند انتقال تدریجی قواعد و هنجارهای روش‌شناختی پژوهش (از جمله پژوهش جنگ) از حوزه‌ی فرهنگ به حوزه‌ی معرفت، از آن رو که این قواعد و هنجارها ابتدا عناصری فرهنگی‌اند و جنبه‌ی ارزشی دارند،
5ـ5ـ6ـ درگذشتن از شاخص‌های ذهنی گسترش فرهنگیِ مطالعات و پژوهش‌های جنگ و اهتمام به تحقق آن به‎صورت ساختارهای عینی گسترش‌یافته در جامعه که لازمه‌ی موجودیت یافتن آن‌ها، هدایت پژوهش جنگ در قالب مجموعه‌ای متضاد از ارزش‌هاست،
5ـ5ـ7ـ تقریب حوزه‌های متعدد علم به حوزه‌ی پژوهش جنگ.
6ـ نتیجه‎گیری
بندهای پنجگانه‎ی مانیفست مذکور، هر سه هدف یادشده در چکیده‎ی این مقاله را تأیید می‎کند. مبنی بر این‎که:
6ـ1ـ به میزان ژرف‎کاری و بینش‎یابی علی‎رضا کمری به موضوع جنگ، واژه‎‎های او غنی‎تر، متنوع‎تر و ابداعی‎تر شده‎اند.
6ـ2ـ به میزان استغنا و تنوع و خلاقیت علی‎رضا کمری در «ساخت» و «یافت» و «گزینش» و «چینش» واژه‎ها، امکانات ذهنی ـ زبانی بیش‎تری برای زایایی معرفت به موضوعات جنگ در اختیار او قرار گرفته است.
6ـ3ـ این رابطه‎ی دوسویه، نتیجه‎ی سال‎ها استمرار علی‎رضا کمری در عرصه‎ی مطالعه و پژوهش و تفکر درباره‎ی موضوعی واحد به نام جنگ، عمیق‎شدن وی در آن، و تأکید او به حفظ استقلال فکری و اندیشه‎ای در پژوهیدن درباره‎ی پژوهش موضوعات متعدد جنگ است.

پی‎نوشت‎ها:
1. «پیوست‎نامه یادمانا»، عنوان پژوهش جامعی است درباره‎ی مجموع شفاهیات و مکتوبات علی‎رضا کمری از آغاز دهه‎ی شصت تا پایان سال 1388. این عنوان فرعی بیانگر آن است که کتاب مذکور را باید (با) و «پیوسته‎ی یادمانا» خواند و ادراک کرد. اما عنوان اصلی کتاب مذکور عبارت است از «خاطرات جنگ در چشم‎انداز نظریه‎پردازی (بازآفرینی دیدگاه‎های نظری مولف یادمانا درباره‎ی خاطرات جنگ)».
2. ضروری است تأکید کنم که برخی از پسوندهای ذیل، شایسته‌تر است که بن‌ فعلی مصدری‎شده یا حاصل مصدری محسوب شوند. اما کاربرد آن‌ها در انتهای واژه به‎صورت پسوندی، موجب شده که بازشناسی آن‌ها ذیل عنوان «پسوندها»، متعارف و معمول و خالی از اشکال باشد.
3. شواهد مثال، در مقاله‎ی انتشارنیافته‎ی «نگاهی دیگر پیرامون خاطره‎نگاری و تاریخ شفاهی جنگ/ دفاع مقدس» آمده است.